
اسپنسر جانسون
اسپنسر جانسون (Spencer Johnson)، پزشک و نویسندهی آمریکایی، متولد سال 1938 و یکی از محبوبترین و شناختهشدهترین نویسندگان کتابهای خودیاری جهان است. اسپنسر جانسون در داکوتای جنوبی متولد شد و در کالیفرنیا تحصیل کرد. سال 1963، موفق به اخذ مدرک روانشناسی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شد و مدرک پزشکی خود را از کالج سلطنتی جراحان در ایرلند دریافت کرد.
در میانهی دههی 70 میلادی، اسپنسر جانسون حرفهی پزشکی را رها کرد تا با نوشتن کتابهای الهامبخش برای بچهها به آرزوهای خود دست یابد و مجموعهکتابهایی را نوشت که در عنوان تمام آنها، واژهی «ارزش» دیده میشد. اوایل دههی 80 میلادی، او به فرمول جدیدی برای نوشتن دست یافت. اسپنسر جانسون با همکاری کن بلانچارد، که مشاوری در زمینهی مدیریت بود، کتاب «مدیر یکدقیقهای» را نوشت؛ کتابی که مورد استقبال فراوان قرار گرفت و بسیاری از مدیران آن را به عنوان کتاب مرجع معرفی کردند. اسپنسر جانسون و کن بلانچارد بعد از پرفروش شدن مدیر یکدقیقهای، سراغ موضوعات مشابه رفتند و کتابهای دیگری از جمله «فروشندهی یکدقیقهای»، «معلم یکدقیقهای»، «پدر یکدقیقهای» و «مادر یکدقیقهای» را راهی کتابفروشیها کردند.
اسپنسر جانسون مدتی برای زندگی به ایالت نیوهمپ شایر و هاوایی رفت و در مدت فعالیت حرفهای خود، در مدرسهی کسبوکار هاروارد و مدرسه حکمرانی جان اف. کندی (یکی از دانشکدههای مهم دانشگاه هاروارد) مشغول به کار شد.
اسپنسر جانسون کتابهای متعددی در زمینهی خودیاری نوشته است. ویژگی متمایزکنندهی کتابهای اسپنسر جانسون این است که راهحلهای قابل درک و سادهای را برای موقعیتهای پیچیده ارائه میدهد. به همین دلیل است که روزنامهی یو.اِس.ای تودی به او لقب «پادشاه تمثیل» را داده است. در کنار این محبوبیت، آثارش منتقدان سرسختی هم دارد؛ از جمله نشریهی فایننشال تایمز، که کتاب «چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد؟» را اثری مبتذل و گمراهکننده نامید.
دربارهی کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ چهار شخصیت دارد. دو موش به نامهای اسنیف و اسکاری، و دو آدم کوچولو به اسم هِم و هاو. این چهار شخصیت، همگی در هزارتویی پرپیچوخم زندگی میکنند و غذای اصلی آنها پنیر است. اما هر کدام از آنها روشی متفاوت برای جستوجوی روزانهی خود به دنبال پنیرهایشان دارند. کاراکترهایی که اسپنسر جانسون در این کتاب بهعنوان موش انتخاب کرده، ساختار مغزی سادهای دارند و سعی میکنند که برای پیدا کردن پنیر، بیشتر از غریزهی خود استفاده کنند. اما آدمها که با وجود قامت کوتاه و بدن کوچکشان، از مغزی بسیار پیچیدهتر از مغز موشها برخوردارند، در مسیر جستوجوی پنیر، از باورها و افکاری استفاده میکنند که هیچ موشی تابهحال به ذهنش هم خطور نکرده است.
با این حال نکتهی جالب در ادامهی داستان کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد، اینجاست که تفاوت در ویژگیهای ذهنی و شیوههای جستوجوی این دو گروه، به این معنی نیست که هم و هاو، همیشه بیشتر و بهتر از اسنیف و اسکاری، غذای خود را به چنگ میآورند. راز پیدا کردن پنیرهای خوب و خوشمزه، همیشه در بهرهمند بودن از ساختار مغزی پیچیدهتر نهفته نیست. دکتر اسپنسر جانسون در این کتاب، به زیبایی نشان میدهد که چگونه تغییرات بزرگ در زندگی، بیآنکه انسان انتظارش را داشته باشد، از راه میرسند و بسیاری از برنامهها و نقشههای قبلی را به باد میدهند. او با قصهی موشها و آدمهایش، یادمان میدهد که چگونه باید در برابر این تغییرات منعطف باشیم و خودمان را برای ادامهی زندگی تحت هر شرایطی آماده کنیم.
یکی از پیامهای اصلی اسپنسر جانسون در کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ این است که هیچگاه از تغییر نترسید و همیشه در جستوجوی راههایی بهتر و مؤثرتر در مسیر رسیدن به موفقیتهای شخصی و شغلی خود باشید. انسانهای این کتاب، نماد شخصیتهایی هستند که در برابر تغییر در زندگی و رفتار خود مقاومت میکنند و به همین دلیل فرصتهای بهتر را بدون هرگونه آزمونوخطایی، بهآسانی از دست میدهند. از نظر اسپنسر جانسون برخی اوقات باید به غریزهمان اعتماد کنیم و با شجاعت به سمت مرزهایی فراتر از چارچوبهای فعلیای که برای خود ساختهایم حرکت کنیم.
ممکن است که در ابتدای کار از تجربه کردن حوزههای جدید هراس داشته باشیم و با تمام توان به دنیای امنی که برای خود ساختهایم بچسبیم. اما اسپنسر جانسون در کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد به شما اطمینان میدهد که رها کردن روشهای ناکارآمد گذشته و چیزهایی که مدتهاست به آنها خو گرفتهایم، نهتنها به ضرر شما نیست؛ بلکه علاوهبر هدایت کردن شما به سمت موفقیت و بهرهوری بالاتر، احساس آزادی و آرامش زیادی را هم برایتان به ارمغان خواهد آورد.





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.