ترانه و تصنیف «پیک سحری» اثر ماندگاری است که به خوانندگی بانوی بیبدیل موسیقی ایرانی، پروین (پروین Nouri-vand) اجرا شده است. این اثر عاشقانه و لطیف با موسیقی زیبا و شعری پر احساس در دل شنوندگان جای گرفته است.
⸻
متن بخشی از ترانه
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کن گذری…
گو که ز هجرش به فغانم… به فغانم!
ای که به عشقت زنده منم… گفتی از عشقت دم نزنم… من نتوانم نتوانم نتوانم…
…
همه شب بر ماه و پروین نگرم… مگر آید رخسارت در نظرم…
…
غمم این بس که مرا کس نبود دمساز…
⸻
جمعبندی
مؤلفه توضیح
خواننده اصلی پروین
آهنگساز همایون خُرم
شاعر کریم فکور
بافت موسیقیایی آواز دشتی، فضای عاشقانه و عارفانه
بازخوانیها محمد اصفهانی، کوروس سرهنگزاده، حسین نورشرق و احتمالاً دیگران
یک نفس ای پیک سحری؛ بر سر کویش کن گذری…
گو که ز هجرش به فغانم به فغانم!
ای که به عشقت زنده منم؛ گفتی از عشقت دم نزنم…
من نتوانم نتوانم نتوانم!
من غرق گناهم؛ تو عذر گناهی…
روز و شبم را تو چو مهری و چو ماهی!
چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی؟
چون باده به جوشم؛ در جوش و خروشم!
من سر زلفت؛ به دو عالم نفروشم…
همه شب بر ماه و پروین نگرم؛ مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم چه بگویم؟ به که گویم این راز؟
غمم این بس که مرا کس نبود دم!

