آرشیو نویسنده: محمدتقاضائی
متن و معناترانه «به خاطر تو» با شعر بسیار عاشقانه و احساسبرانگیز، عاشق را در حالتی بین امید و ناامیدی به تصویر میکشد. بخشی از شعر آن چنین است:
«دیدی ای تنها امیدم / آنچه که گفتی شنیدمبا خیال خاطر تو / از همه کس دل بریدم»
این ابیات نشاندهندهی عشقی است که گوینده را چنان در بر گرفته که حتی از همهی آدمها جدا شده است؛ او با خیال معشوقش، دل از دیگران بریده است. اما در عین حال، شک و احساس بیوفایی نیز وجود دارد، وقتی میگوید اگر مهر ندارد، چرا نوید داده، و او را به وفاداری یا پاسخ دعوت میکند:
«یا وفا کن یا جوابم کن / بعد از این کمتر عتابم کن»
این تضادِ امید به وصال و ترس از دوری، یکی از دلنشینترین وجوه این ترانه است. بخش «سرخوش و مست از شرابم کن » نیز استعارهای از سرمستی عشق دارد، عشق به مثابه شرابی طهور که عاشق را مست میکند. سپس در مصرع «همچون دوران گذشته» آرزوی بازگشت به لحظههای خوش گذشته را دارد، مرور عهد و پیمانهای گذشته.
در ادامه، نگرانی عاشق بابت «شور و شر» (یعنی ضربات هیجانی، تلاطمهای احساسی) و نیز «سیم و زر» (نشانهی مادیگرایی) دیده میشود؛ گویی عاشق میگوید: «تا به کی در فکر عشق و مال باشی؟» بعد او از معشوق میخواهد لحظهای به عهد گذشته فکر کند:
«لحظهای در خاطرت آور / عهد و پیمان گذشته»
و نهایتاً، با پرسش «تا به کی نامهربانی» و «قدر عشقم را ندانی»، خشم و حسرت را با امید ترکیب میکند.
به طور کلی، این ترانه ترکیبی از عشق، امید، اضطراب و یادآوری گذشته است — احساساتی که مشترک بین عاشقان است و به همین دلیل برای شنونده بسیار تأثیرگذار است.
⸻
مشخصات فنی و تاریخی • ترانهسرای آهنگ: ناصر رستگارنژاد. • آهنگساز: ویگن (ویگن در در برخی منابع به عنوان آهنگساز این قطعه ذکر شده است) • تنظیمکننده (آرنجمنت): بر اساس ترانهشناسی ویگن (“ترانهشناسی ویگن” ویکیپدیا) تنظیم توسط ناصر چشمآذر انجام شده است. • سال ساخت / اولین اجرا: طبق آنچه در یک پادکست گفته شده، ویگن این ترانه را در سال ۱۳۳۷ شمسی اجرا کرده است. همچنین در سایت Parand زمان انتشار «به خاطر تو» با نقطهی سال ۱۳۷۷ (منتشرشده در آنجا) آمده است، اما این به معنی زمان ضبط اولیه نیست. • خواننده: ویگن (Vigen Derderian) himself. • پایه ملودی (مایه): در نت آهنگ «به خاطر تو» ذکر شده است که مایه این قطعه «بیات اصفهان» است.
⸻
دربارهی شاعر: ناصر رستگارنژاد
ناصر رستگارنژاد یکی از ترانهسرایان برجستهی دهههای میانی موسیقی پاپ ایران بود. او بسیاری از ترانههای معروف ویگن را سروده، از جمله «مهتاب»، «شانه» و «به خاطر تو». زندگی ادبی و فعالیت او تاثیر زیادی بر موسیقی پاپ سنتی داشت.
⸻
در مورد ویگن
ویگن (Vigen Derderian) خوانندهٔ ارمنیتبار ایرانی بود؛ متولد ۲۳ نوامبر ۱۹۲۹ (۲ آذر ۱۳۰۸) در همدان و درگذشته ۲۶ اکتبر ۲۰۰۳.  او یکی از چهرههای کلاسیک و تأثیرگذار موسیقی پاپ و جاز ایرانی بود، که صدای گرم و اجرای گیتار او جایگاه ویژهای در تاریخ موسیقی ایران دارد. 
⸻
جایگاه آهنگ در موسیقی ایرانی
ترانه «به خاطر تو» به عنوان یکی از قطعههای خاطرهانگیز ویگن شناخته میشود. این ترانه در میان مخاطبان پاپ کلاسیک ایرانی محبوبیت زیادی دارد و بارها بازخوانی شده یا در اجراهای زنده اجرا گردیده است. ترکیب شعر رستگارنژاد با ملودی لطیف و تنظیم چشمآذر به آن رنگی نوستالژیک و کلاسیک داده است، که باعث شده همچنان بعد از سالها شنیده شود و مورد توجه باشد.
فهرست مطالب
تمرین تئوری و سلفژ
سلفژ و تئوری موسیقی دو ستون بنیادی در آموزش و درک موسیقی هستند. سلفژ بهعنوان روشی برای خواندن نت، درک فواصل، ریتم و تربیت شنوایی، نقش بیبدیلی در شکلگیری نوازنده و آهنگساز حرفهای دارد. تئوری موسیقی نیز ساختار نظاممند موسیقی را توضیح میدهد و مفاهیم بنیادینی چون نتنویسی، فواصل، گامها، آکوردها، هارمونی و ریتم را تبیین میکند. در این مقاله، به صورت جامع و تحلیلی، سلفژ و تئوری موسیقی و نقش آنها در آموزش موسیقی بررسی میشود.
۱. مقدمه
موسیقی زبان جهانشمولی است که بدون نیاز به ترجمه مفاهیم احساسی و زیباییشناختی را منتقل میکند. بااینحال، فهم علمی این زبان نیازمند نظامی دقیق از قواعد و نشانهگذاریهاست. تئوری موسیقی و سلفژ دو ابزار اصلی برای رمزگشایی و تولید موسیقی هستند. سلفژ مهارتی کاربردی برای خواندن، شنیدن و اجرای موسیقی است؛ تئوری موسیقی نیز چارچوب نظری و منطقی این هنر را شکل میدهد.
۲. سلفژ: تعریف و کاربردها
۲.۱ تعریف سلفژ
سلفژ (Solfege) سیستم خواندن و شنیدن موسیقی از طریق نامگذاری نتهاست. این نظام، شامل دو بخش اصلی است: 1. سلفژ صوتی (Ear Training)شامل تربیت شنوایی، تشخیص فواصل، آکوردها، ملودیها و ریتمها. 2. سلفژ دیداری (Sight-Singing / Sight-Reading)توانایی خواندن و اجرای موسیقی از روی نت بدون تمرین قبلی.
۲.۲ تاریخچهی سلفژ
ریشهٔ سلفژ به قرون وسطی بازمیگردد؛ وقتی «گیدو دآرتسو» راهبی ایتالیایی، سیستم هجاهای Ut–Re–Mi–Fa–Sol–La را برای آموزش آواز ابداع کرد. بعدها “Ut” به “Do” تغییر یافت و “Ti” به آن اضافه شد تا نظام کامل Do–Re–Mi–Fa–Sol–La–Ti شکل گیرد.
۲.۳ اهداف سلفژ • تقویت شنوایی و تشخیص دقیق فواصل • یادگیری خواندن و نوشتن موسیقی • بهبود دقت ریتمیک • امکان اجرای قطعات جدید بدون وابستگی به ساز • تقویت حافظهٔ شنیداری و ملودیک
۲.۴ روشهای سلفژ
۲.۴.۱ سلفژ با دو ثابت و دو متحرک • دو ثابت (Fixed Do): هر نت هرجا باشد نام ثابت دارد. (رایج در ایران و کشورهای لاتین) • دو متحرک (Movable Do): “دو” همواره نقش تونیک دارد و با تغییر گام جابهجا میشود. (رایج در سیستمهای آموزشی انگلیسی–آمریکایی)
۲.۴.۲ سلفژ ریتمیک
شامل خواندن الگوهای زمانی، مانند: • نت گرد، سفید، سیاه و چنگ • مترهای ساده، ترکیبی و لنگ • سینکوپها و ضدضربها
۳. تئوری موسیقی
تئوری موسیقی مجموعهای از اصول، قوانین و مفاهیم است که ساختار موسیقی را تحلیل و تعریف میکند. بدون درک تئوری موسیقی، یادگیری سلفژ، نوازندگی و آهنگسازی امکانپذیر نیست.
۴. عناصر بنیادی تئوری موسیقی
۴.۱ نتها و صدا
هر صدا ویژگیهایی چون زیری (Pitch)، شدت (Dynamics)، کشیدگی (Duration) و رنگ صوتی (Timbre) دارد.
هفت نت اصلی عبارتاند از:Do – Re – Mi – Fa – Sol – La – Si
۴.۲ فواصل موسیقی
فاصله یعنی اختلاف ارتفاع دو صدا. مهمترین فواصل: • دوم کوچک و بزرگ • سوم کوچک و بزرگ • پنجم و اکتاو • فواصل افزوده و کاسته
۴.۳ گامها
گامها توالی سازمانیافتهٔ صوتها هستند.
۴.۳.۱ گام ماژور
الگوی فواصل:۲ – ۲ – ۱ – ۲ – ۲ – ۲ – ۱
۴.۳.۲ گام مینور
سه شکل دارد: • مینور طبیعی • مینور هارمونیک (فاصلهٔ ۱.۵ پردهٔ بین درجات ۶–۷) • مینور ملودیک
۴.۴ آکوردها
آکوردها همنوازی دستهای از صداها هستند.
آکوردهای اصلی • ماژور • مینور • افزوده • کاسته
کارکردهای هارمونیک
در موسیقی تونال سه آکورد اصلی: • تونیک (I) • سابدومینانت (IV) • دومینانت (V)
۴.۵ ریتم و متر
ریتم سازمان زمان در موسیقی است. متر تعیینکنندهٔ تقسیمات زمانی (مانند 2/4، 3/4، 6/8، 7/8) است. الگوهای ریتمیک شامل: • سینکوپ • ضدضرب • تریوله و دوله
۵. ارتباط سلفژ و تئوری موسیقی
سلفژ بدون تئوری ناقص است و تئوری بدون سلفژ کاربرد ندارد. تئوری موسیقی قواعد را توضیح میدهد و سلفژ توانایی اجرای آنها را تقویت میکند.
هماهنگی این دو حوزه باعث: • درک عمیقتر موسیقی • توانایی تحلیل آثار • بهبود تکنیک نوازندگی • ارتقاء مهارت آهنگسازیمیشود.
۶. نقش سلفژ و تئوری موسیقی در آموزش موسیقی
۶.۱ برای نوازندگان •
فهم دقیق ریتم و متر • توانایی نواختن از روی نت • بهبود سونوریته و کنترل دینامیک • تقویت سرعت یادگیری قطعات
۶.۲ برای خوانندگان •
خواندن دقیق فواصل • کنترل بهتر صدا • درک هارمونی و همخوانی
۶.۳ برای آهنگسازان
• امکان نوشتن آثار پیچیده • آگاهی از کارکرد آکوردها و مدولاسیون • خلق بافتهای هارمونیک و کنترپوانتیک
۷. روشهای آموزشی سلفژ و تئوری
۷.۱ آموزش تدریجی
از مفاهیم ساده (نام نتها، کششها) تا مباحث پیشرفته (هارمونی، کنترپوآن).
۷.۲ تمرین مداوم شنوایی
• تقلید ملودی • تشخیص آکورد • تشخیص متر و الگوهای ریتمیک
۷.۳ تمرین دیدخوانی
روزانه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه.
۷.۴ استفاده از ساز
پیانو بهترین ابزار برای آموزش تئوری موسیقی است.
۸. نتیجهگیری
سلفژ و تئوری موسیقی نهتنها ابزارهای آموزشی هستند، بلکه زبان مشترک موسیقی محسوب میشوند. بدون آنها، یادگیری موسیقی ناقص و پراکنده خواهد بود. یک نوازنده یا آهنگساز حرفهای باید قادر باشد موسیقی را بخواند، تحلیل کند و بهصورت علمی اجرا یا خلق کند. سرمایهگذاری روی این دو حوزه، زیربنای استحکام و پیشرفت هنری در موسیقی است.
چگونه در زمانهایی که حالمان خوب نیست، حال خود را بهتر کنیم؟
زندگی پر از اتفاقات غیرمنتظره است و گاهی شرایط بیرونی یا اخبار منفی باعث میشوند احساس نگرانی، استرس یا غم کنیم. اما خوشبختانه ابزارهایی وجود دارند که میتوانند به ما کمک کنند از شرایط بد روحی عبور کنیم و حال خود را بهبود ببخشیم. در ادامه چند روش عملی برای این کار ارائه شده است:
۱. فاصله گرفتن از اخبار و رسانهها
اطلاع داشتن خوب است، اما مواجهه مداوم با اخبار منفی میتواند اضطراب و استرس را افزایش دهد. وقتی احساس میکنید شرایط بیرونی حالتان را بد میکند، چند ساعت یا حتی یک روز از شبکههای خبری و رسانهها فاصله بگیرید. این کار به شما فرصت میدهد ذهن خود را آرام کنید و دوباره انرژی بگیرید.
۲. تمرکز بر لحظه حال
ذهن ما اغلب در گذشته یا آینده سیر میکند و این باعث میشود احساس ناامیدی یا نگرانی کنیم. تمرینهایی مانند مدیتیشن، تنفس عمیق یا حتی قدم زدن در طبیعت میتوانند کمک کنند تا ذهن خود را روی لحظه حال متمرکز کنیم و آرامش بیشتری پیدا کنیم.
۳. انجام کارهای کوچک که به شما انرژی میدهند
گاهی تغییرات بزرگ لازم نیستند؛ حتی کارهای ساده مانند گوش دادن به موسیقی مورد علاقه، نوشیدن یک فنجان چای آرامبخش، نوشتن افکار یا نقاشی کردن میتوانند اثر زیادی بر روحیه شما داشته باشند.
۴. ارتباط با افرادی که به شما انرژی میدهند
صحبت کردن با دوستان یا خانوادهای که حمایتگر و مثبت هستند، میتواند حس بهتری به شما بدهد. ارتباط انسانی و دریافت حمایت عاطفی یکی از قویترین روشها برای بهبود حال روانی است.
۵. ورزش و فعالیت بدنی
تحرک فیزیکی باعث ترشح اندورفین میشود؛ هورمونی که به کاهش استرس و بهبود خلق و خو کمک میکند. حتی پیادهروی کوتاه یا کشش ساده در خانه میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
۶. نوشتن و بیان احساسات
گاهی بیان احساسات به شکل نوشتن در دفترچه، خاطرهنویسی یا حتی صحبت کردن با خودتان میتواند ذهن را سبک کند و به شما کمک کند افکار و احساسات خود را بهتر درک کنید.
۷. تمرین قدردانی
نوشتن چیزهایی که بابتشان سپاسگزار هستید، حتی کوچک، باعث تغییر تمرکز ذهن از منفی به مثبت میشود و حس رضایت و آرامش را افزایش میدهد.
تیجهگیری:همه ما در مقاطعی با شرایط سخت و اخبار منفی مواجه میشویم، اما با استفاده از روشهای ساده و عملی میتوانیم حال خود را بهبود ببخشیم. تمرکز بر لحظه حال، فاصله گرفتن از منفیگرایی، ارتباط با افراد مثبت و انجام کارهایی که به ما انرژی میدهند، همگی ابزارهای مؤثری برای داشتن زندگی روانی سالمتر هستند.


فهرست مطالب
تئوری موسیقی مقدماتی قسمت دوم:
آشنایی با اصول پایهای موسیقی
۱. معیارهای نسبی برای تشخیص موسیقی خوب
چند پارامتر کلیدی که موسیقیدانها و منتقدان معمولا به آن توجه میکنند:
جنبههای فنی
• ملودی: خط ملودیک باید منسجم، گیرا و قابل پیگیری باشد (نه پراکنده و بیهدف).
• هارمونی: هماهنگی آکوردها و فواصل طوری باشد که از نظر شنیداری خوشایند یا حداقل معنیدار باشد.
• ریتم: منظم بودن و داشتن تنوع متناسب. ریتم یا خیلی ساده نباشد که کسلکننده شود یا آنقدر پیچیده که ارتباط شنونده قطع شود.
• فرم: ساختار قطعه (مقدمه، اوج، پایان) منظم و قابل درک باشد. موسیقی خوب معمولا مسیری روشن و هدفمند دارد.
• تنظیم و ارکستراسیون: نحوهی استفاده از سازها باید منطقی، متعادل و متناسب با فضای اثر باشد.
جنبههای احساسی و زیباییشناختی
• بیان و احساس: موسیقی باید چیزی منتقل کند (احساس، تصویر، روایت). اگر صرفاً صداها کنار هم باشند بدون انتقال معنا، کمتر ماندگار میشود.
• اصالت و خلاقیت: تقلید صرف معمولاً باعث کمارزش شدن کار میشود. نوآوری یا نگاه شخصی یک امتیاز مهم است.
• ارتباط با شنونده: موسیقی خوب اغلب میتواند طیف وسیعی از مخاطبان (نه لزوماً همه) را جذب کند.
تعادل
خیلی وقتها هنر در تعادل بین پیچیدگی و سادگی است. قطعهای که بیش از حد پیچیده باشد برای عموم شنوندهها قابل لمس نیست، و اگر بیش از حد ساده باشد زود فراموش میشود.
۲. نقش تئوری موسیقی
شناخت تئوری تأثیر زیادی دارد، ولی نه برای همه به یک شکل:
• برای شنوندهی عادی: بدون تئوری هم میتواند لذت ببرد و خوب را از بد تشخیص دهد، چون گوش انسان به طور طبیعی به نظم و زیبایی واکنش نشان میدهد.
• برای نوازنده/آهنگساز/منتقد: تئوری مثل یک ذرهبین عمل میکند. با دانستن آن، جزئیاتی مثل مدولاسیون، پیچیدگی ریتمیک یا استفاده از پلیریتم، ترکیبهای آکوردی و … را دقیقتر میفهمی.
در نتیجه معیارهای «خوب» و «بد»ت هم عمیقتر میشوند.
به بیان دیگر:
شناخت تئوری، قدرت تحلیل را بالا میبرد، اما «احساس خوب یا بد» نسبت به یک موسیقی، فقط با تئوری تعیین نمیشود.
موسیقی خوب معمولاً ترکیبی از انسجام فنی، بیان احساسی، و خلاقیت است.
• موسیقی بد اغلب فاقد ساختار، بیاحساس یا تقلیدی است. • تئوری موسیقی مثل ابزار است؛ بهت کمک میکند بفهمی چرا چیزی خوب یا بد به نظر میرسد، ولی اصل قضاوت نهایی در گوش و دل توست.
3. هارمونی در موسیقی
هارمونی در موسیقی به چیدمان و ترکیب همزمان چند نت مختلف گفته میشود که با هم نواخته یا خوانده میشوند و حس خاصی از هماهنگی یا کشمکش ایجاد میکنند. به زبان ساده، هارمونی همان چیزی است که وقتی آکوردها یا چند صدا با هم شنیده میشوند، شکل میگیرد.

• آکوردها: پایهٔ اصلی هارمونی هستند. آکورد زمانی ایجاد میشود که حداقل سه نت همزمان به صدا درآیند (مثلاً دو-می-سل).
• پیشروی آکوردی (Progression): ترتیب و دنبالهٔ آکوردها در قطعه موسیقی، شخصیت و حالوهوای آن را میسازد.
• نقش هارمونی: هارمونی بستر و پشتیبان ملودی است. ملودی مثل خط داستان است و هارمونی مثل صحنه و فضایی است که آن داستان در آن روایت میشود.
• انواع حس هارمونیک: بعضی ترکیبها آرامش و ثبات میدهند (کنسونانس)، بعضی دیگر تنش و انتظار ایجاد میکنند (دیسونانس). موسیقی با حرکت بین این دو، جذاب و زنده میشود.
به طور خلاصه:
ملودی میگوید “چه چیزی” شنیده میشود، و هارمونی تعیین میکند “چطور” آن صداها در کنار هم معنی پیدا کنند.
4. آکورد در موسیقی
به زبان سادهتر:
وقتی دو یا سه یا چند نت مختلف را با هم بزنیم (مثلاً روی پیانو چند کلاویه را همزمان فشار دهیم یا روی گیتار چند سیم را با هم به صدا درآوریم)، صدای حاصل را یک آکورد مینامند.
⸻
ویژگیهای اصلی آکورد:
• تعداد نتها:
معمولاً آکورد حداقل از سه نت مختلف ساخته میشود (به این نوع، تریاد یا سهصدایی میگویند).
• پایه آکورد (Root):
نتی که آکورد روی آن ساخته میشود.
• جنس آکورد: بسته به فاصله بین نتها، آکورد میتواند ماژور (شاد)، مینور (غمگین)، کاهشیافته (diminished) یا افزوده (augmented) باشد.
• کاربرد:
آکوردها پایهی هارمونی در موسیقی هستند؛ یعنی ترکیب همزمان صداها برای ایجاد حس خاص.
⸻
مثال ساده:
• آکورد دو ماژور (C major) شامل نتهای:دو (C) – می (E) – سل (G)
• آکورد لا مینور (A minor) شامل نتهای:لا (A) – دو (C) – می (E)
⸻
5.گام در موسیقی
در موسیقی، گام (Scale) :
به مجموعهای از صداها (نُتها) گفته میشود که به ترتیب مشخصی بر اساس فاصلههای معین از یکدیگر قرار گرفتهاند. این نُتها معمولاً از یک نت پایه (تونیک) شروع میشوند و تا رسیدن به همان نت در اکتاو بالاتر ادامه پیدا میکنند.
به زبان سادهتر:
گام مثل «نردبانی از صداها» است که هر پلهاش یک نت است. نوع فاصله بین این پلهها (پرده و نیمپرده) باعث میشود گامهای مختلفی به وجود بیایند.
انواع اصلی گامها:
1. گام ماژور (Major scale)
فضایی شاد، روشن و پرانرژی دارد.مثال: گام دو ماژور (C Major) → دو، ر، می، فا، سل، لا، سی، دو
2. گام مینور (Minor scale)
حالتی غمگینتر و احساسیتر دارد.مثال: گام لا مینور (A minor) → لا، سی، دو، ر، می، فا، سل، لا
3. گامهای بومی و مدال (Modes)
مثل دورین، فریژین، لیدین و … که هرکدام رنگآمیزی خاص خود را دارند.
4. گامهای غیر غربی یا محلیدر موسیقی ایرانی، عربی، ترکی و … «مقام»ها و «دستگاهها» نقش مشابهی دارند.
6.تفاوت گام مینور و ماژور
یک نفس ای پیک سحری؛ بر سر کویش کن گذری…
گو که ز هجرش به فغانم به فغانم!
ای که به عشقت زنده منم؛ گفتی از عشقت دم نزنم…
من نتوانم نتوانم نتوانم!
من غرق گناهم؛ تو عذر گناهی…
روز و شبم را تو چو مهری و چو ماهی!
چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی؟
چون باده به جوشم؛ در جوش و خروشم!
من سر زلفت؛ به دو عالم نفروشم…
همه شب بر ماه و پروین نگرم؛ مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم چه بگویم؟ به که گویم این راز؟
غمم این بس که مرا کس نبود دم!
فهرست مطالب
تئوری موسیقی مقدماتی:
آشنایی با اصول پایهای موسیقی
۱. نتها و نتخوانی
۲. میزان و ریتم
۳. گامها و آکوردها
۴. علامتهای موسیقی
۵. اهمیت یادگیری تئوری موسیقی
آموزش عمومی موسیقی (تئوری و سلفژ) ویژه همه علاقهمندان، فرصتی است تا بدون پیشنیاز، با اصول پایهای موسیقی آشنا شوید. این بخش رایگان بوده و با محتوای تصویری ساده و کاربردی، مفاهیم اولیه مانند نتخوانی، ریتم و درک بهتر موسیقی را به شکلی قابل فهم برای همه ارائه میدهد.
اکورد
زندگی خوب است
برای ساز گیتاله له
F Eb Gm
زندگی خوب است که گیری دلبری نکو
Gm Eb F
تا فروشی هر دو جهان بر یک تار مو
Cm G7
خندهاش عشق است و روح است و جان است
Dm Cm
رویش آمیز هر دو جهان است
F Eb Cm
چون نگاهش یک سو ، روی ماهش بر او
Gm F Eb Gm
تاب سنبل ، بوی گل ، دارد آن گیسو
*****
Gm Eb
یک نگاه یار من میبرد صبر و قرار من
Gm F
کند شکار دل و جان من، به سان شیر نر
Eb Gm D7
دیدم چشم مست یار ، روی مهوش نگار
Gm D7
با خود برده دل و دینم ، نموده چنینم









