آرشیو نویسنده: محمدتقاضائی

آموزش ویولن / جلسه 4

آموزش ویولن / جلسه 3

شروع کتاب ل ویولن :

هماهنگی نت خوانی و پیاده سازی نت ها به روی ساز

تمرین نت خوانی

نحوه کنترل آرشه و توضیحاتی برای نگهداری ساز

 

شروع کتاب:

 در ابتدا چند صفحه ای به توضیحات ابتدایی ، شرح علامت های بکار رفته و توصیه هایی به هنرجویان آمده است.

نکاتی از قبلیل _انتخاب ساز ، کوک ویولن ، تمرین و نحوه تمرین ویولن ، شیوه کار کتاب ل ویولن در قسمت مقدمه آمده است .

نحوه صحیح نگهداری آرشه و ساز نیست به صورت تصویری در مقدمات کتاب آمده است .

شرح علامت بکار رفته از قبیل آرشه راست و چپ، لگاتو دتاشه ، انگشت گذاری ها و علامت های مربوط به کنترل انگشت به روی سیم در قسمت شرح علامت کتاب ل ویولن آمده است.

هماهنگی نت خوانی و پیاده سازی نت ها به روی ساز:

یکی دیگر از اقدامات مهم برای شروع یادگیری و کار با کتاب تمرین نت خوانی است ، بهتر است هنرجو پیش از شروع یادگیری ویولن به این موضوع بپرداز –در قسمت مقالات و در قسمت دوره ها مخصوصا دوره تئوری موسیقی درباره این مطلب آموزش های جامعی بیان شده است.

نت خوانی :

بهتر است صرف آموزش و فراگیری نت ها به روی پنج خط درمورد تئوری موسیقی نیز مطالبی را فرابگیریم ، همچون که این دو با یکدیگر پیوسته و باهم اند.(نت خوانی و فراگیری تئوری موسیقی)

خب ، این مطالب و توضیحاتی در خصوص کار با کتاب ل ویولن بود ، اما جدا ازین نحوه کنترل آرشه در زمانی که علاوه بر کنترل ساز ، و کتاب بایستی نت های خوانده شده به روی کتاب را ، روی ساز پیاده کنیم ، بسیار حائز اهمیت است .

چون درحین کنترل ویولن به روی شانه ، دقت و توجه به نت ها طبیعتا کنترل آرشه از یاد می رود و یک حالت غیر اصولی برای کنترل آرشه صورت میگیرد که البته به صورت ناخوادآگاه است.

باید هرچند دقیقه یک بار به آرشه توجه کنیم و نحوه کنترل و نگهداشت آن را مورد بررسی قرار بدهیم.

در ادامه تمرینات مربوط به انگشت گذاری دست چپ را نیز در آموزش های بعدی فراخواهیم گرفت.

که علاوه بر کنترل آرشه ، نت خوانی و پیاده کردن نت های ساده –انگشتان دست چپ برای اجرای نت های متفاوت به روی دسته ویولن وارد عمل خواهند شد.

پس آموزش ها را با دقت دنبال نموده و درصورت بروز سوالی آن را در قسمت ارتباط با ما مطرح بفرمایید.

 

آهوی زخمی / محلی خراسانی/اجرای گیتاله له

مقام شاختایی یکی از اصیل‌ترین و در عین حال رازآلودترین مقام‌های موسیقی شمال خراسان است. برخلاف مقام‌هایی مانند «نوایی» یا «گرایلی» که درباره منشأ و کارکردشان پژوهش‌های بیشتری انجام شده، درباره شاختایی منابع مکتوب کمتری وجود دارد و بخش بزرگی از شناخت ما از آن، از طریق روایت سینه‌به‌سینه‌ی بخشی‌ها به دست آمده است. 
 
جایگاه شاختایی در موسیقی بخشی‌های خراسان
 
در موسیقی شمال خراسان، چند مقام اصلی وجود دارد که به آن‌ها «شاه‌مقام» نیز گفته می‌شود؛ از جمله:
 
* نوایی
* تجنیس
* گرایلی
* شاختایی
* بلبل
 
هر کدام از این مقام‌ها شاخه‌ها و روایت‌های متعددی دارند و بخشی‌ها بسته به موضوع داستان یا شعر، یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند. شاختایی یکی از همین شاه‌مقام‌هاست و در کنار نوایی و گرایلی، جایگاه ویژه‌ای در رپرتوار بخشی‌ها دارد. 
 
ریشه نام «شاختایی»
 
درباره منشأ نام «شاختایی» اتفاق نظر وجود ندارد و چند دیدگاه مطرح شده است:
 
* برخی پژوهشگران معتقدند واژه «شاختایی» با «جغتایی (چغتایی)» ارتباط دارد؛ یعنی به حوزه فرهنگی و زبانی ترکان جغتایی در آسیای میانه. از آنجا که موسیقی شمال خراسان قرن‌ها با فرهنگ ترکمن، ازبک و اقوام ترک‌زبان در ارتباط بوده، این احتمال از نظر تاریخی قابل توجه است، اما سند قطعی برای آن وجود ندارد. 
* برخی دیگر معتقدند این نام صرفاً نام یک مقام قدیمی است که معنای اولیه آن در گذر زمان فراموش شده و تنها در سنت بخشی‌ها باقی مانده است.
 
بنابراین، درباره ریشه واژه شاختایی هنوز نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.
 
قدمت مقام
 
شاختایی احتمالاً چند صد سال قدمت دارد. این مقام در دوره‌ای شکل گرفته که شمال خراسان محل زندگی و تعامل اقوام مختلف از جمله:
 
* کرمانج‌های خراسان،
* ترک‌های خراسان،
* ترکمن‌ها،
* و فارسی‌زبانان
 
بوده است. همین تنوع قومی باعث شده موسیقی این منطقه ویژگی‌های مشترکی با موسیقی آسیای میانه پیدا کند. 
 
چرا بیشتر شعرهای شاختایی حالت حکمت دارند؟
 
برخلاف مقام‌هایی که برای روایت داستان‌های عاشقانه مانند «اصلی و کرم» یا «طاهر و زهره» استفاده می‌شوند، شاختایی بیشتر حامل پیام‌های اخلاقی، اجتماعی و فلسفی است.
 
برای نمونه:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
 
این فقط خطاب به یک پادشاه نیست؛ بلکه در فرهنگ شفاهی خراسان، نمادی از این اندیشه است که اگر صاحب قدرت عدالت نداشته باشد، جامعه از هم می‌پاشد.
 
یا:
 
خانه نزدیک دریا زود ویران می‌شود
 
که کنایه‌ای از زندگی در معرض خطر و ناپایداری دنیا است.
 
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، شاختایی را مقامی مناسب برای «پند، اندرز و حکمت» می‌دانند. 
 
ویژگی موسیقایی
 
از دیدگاه موسیقی، شاختایی معمولاً این خصوصیات را دارد:
 
* شروعی آرام و باوقار
* ملودی‌های کشیده و تأمل‌برانگیز
* تحریرهای نسبتاً محدود اما عمیق
* آزادی ریتم در آغاز و سپس منظم‌تر شدن جمله‌ها
* تأکید بر بیان شعر، نه نمایش تکنیک نوازندگی
 
در اجرای بخشی‌ها، دوتار تقریباً مانند یک راوی دوم عمل می‌کند و میان جمله‌های آوازی پاسخ می‌دهد؛ گویی ساز و خواننده با هم گفت‌وگو می‌کنند. 
 
نقش بخشی‌ها
 
شاختایی را نمی‌توان از بخشی‌ها جدا دانست. بخشی فقط نوازنده نیست؛ او:
 
* شاعر،
* خواننده،
* راوی داستان،
* حافظ تاریخ شفاهی،
* و گاه داور اخلاقی جامعه است.
 
وقتی بخشی مقام شاختایی را اجرا می‌کند، هدفش صرفاً اجرای یک ملودی نیست؛ بلکه انتقال تجربه، حکمت و جهان‌بینی نسل‌های گذشته است. به همین دلیل، ممکن است یک بخشی ده‌ها بیت متفاوت را روی همین مقام بخواند و هر اجرا با اجرای دیگر تفاوت داشته باشد. 
 
تا جایی که منابع مکتوب و آرشیوهای موجود نشان می‌دهند، «شعر کامل» و واحدی برای مقام شاختایی وجود ندارد. دلیلش این است که شاختایی، مانند بسیاری از مقام‌های بخشی‌های خراسان، یک ملودی (مقام) است، نه یک شعر ثابت. هر بخشی بسته به مجلس، مخاطب و روایت، ابیات مختلفی را روی این مقام می‌خواند. به همین دلیل، چیزی به نام «نسخهٔ رسمی و کامل شعر شاختایی» در منابع معتبر ثبت نشده است. 
 
آنچه امروزه بیشتر از همه در اجراهای بخشی‌ها و خوانندگان محلی تکرار می‌شود، مجموعه‌ای از ابیات حکمی است که معمولاً به این صورت آغاز می‌شود:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
خانهٔ نزدیک دریا، زود ویران می‌شود
 
و در برخی روایت‌ها این ابیات نیز پیش از آن یا پس از آن خوانده می‌شوند:
 
ابر اگر از قبله خیزد، سخت باران می‌شود
 
یک نصیحت با تو دارم، تو به کس ظاهر مکن
 
راز خود با هر کسی هرگز مگو ای هوشیار
چون که دیوار موش دارد، موش هم گوشی دارد
 
هر درختی را ثمر باشد، ثمر بی‌ریشه نیست
هر که بی‌اصل است آخر، بی‌سروسامان شود
 
مرد دانا با خرد، هرگز نگوید هر سخن
گوهر اندر صدف، از قدر خود پنهان شود
 
این ابیات در اجراهای مختلف کم‌وزیاد می‌شوند و ترتیبشان نیز ثابت نیست. برخی بخشی‌ها تنها چهار یا پنج بیت می‌خوانند و برخی دیگر ده‌ها بیت را با همان ملودی ادامه می‌دهند. 
 
نکته مهم دیگری هم وجود دارد که معمولاً باعث سردرگمی می‌شود:
 
* شاه‌ختاییِ آذربایجان و قشقایی با اشعار منسوب به شاه اسماعیل ختایی اجرا می‌شود.
* اما شاختاییِ شمال خراسان که با دوتار بخشی‌ها نواخته می‌شود، لزوماً از اشعار شاه اسماعیل ختایی نیست و بیشتر بر پایهٔ ادبیات شفاهی و ابیات حکمی شکل گرفته است. این دو به‌دلیل شباهت نام، گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند. 
 
 

Bm7                 Em7

من آهوی زخمی، تو تای گیاهی، تو تای گیاهی ای جان

Bm7                 Em7

منم ابر شیطان، تو فصل گناهی، تو فصل گناهی ای وای

D7        G

من احساس برخورد باران به خاکم

G                      Bm7

من احساس برخورد باران به خاکم

Bm7                 C

منم شوق مستی که در جان تاکم

D7                    G

گیاهم که تشنه ی                        نسیم پگاهم

Em7                 C

گیاهم که تشنه ی                          نسیم پگاهم

Em7

کویرم، کویرم

D7              G

کویرم که از عشق باران هلاکم

Em7                 C

که از عشق باران هلاکم

***

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Em7                 D7

شاه اگر عادل نباشد مُلک ویران می شود

Em7     Bm7                             C

خانه نزدیک دریا زود ویران می شود ،  

***

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

Em7                 C

غصه دیوانه را مرد عاقل می خورد  ،   مرد عاقل می خورد

 

مترونم و کار با آن

مترونوم چیست؟ معرفی کامل مترونوم، انواع آن و آموزش تمرین با مترونوم

مقدمه

اگر از یک نوازنده بپرسیم یکی از مهم‌ترین ابزارهای تمرین موسیقی چیست، احتمالاً در کنار ساز، نت و تیونر، نام مترونوم هم مطرح می‌شود. مترونوم وسیله‌ای ساده به نظر می‌رسد، اما استفاده درست از آن می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر ریتم، دقت نوازندگی، سرعت اجرا و حتی اعتمادبه‌نفس نوازنده داشته باشد.

فهرست مطالب

 

بسیاری از هنرجویان در ابتدای یادگیری ساز، مترونوم را فقط وسیله‌ای برای شنیدن صدای «تیک‌تیک» می‌دانند؛ در حالی که مترونوم در واقع می‌تواند مانند یک هم‌نواز ثابت و بی‌طرف عمل کند و به نوازنده یاد بدهد که ضرب را در درون خود احساس کند.

روش صحیح تمرین با مترونوم

در این مقاله با مترونوم، تاریخچه آن، انواع مترونوم، مفهوم BPM، روش صحیح تمرین با مترونوم، نحوه هماهنگ کردن نت‌خوانی و نوازندگی با مترونوم و همچنین نقش ضرب پا آشنا می‌شویم

مترونوم چیست؟

 

مترونوم (Metronome) وسیله‌ای است که ضرب‌های منظم و با فاصله زمانی مشخص تولید می‌کند تا نوازنده بتواند سرعت و نظم ریتمیک اجرای خود را کنترل کند.

به زبان ساده، مترونوم یک «ساعت موسیقایی» است.

اگر مترونوم را روی ۶۰ BPM قرار دهیم، در هر دقیقه ۶۰ ضرب تولید می‌کند؛ یعنی تقریباً هر یک ثانیه یک ضرب.

اگر آن را روی ۱۲۰ BPM قرار دهیم، در هر دقیقه ۱۲۰ ضرب تولید می‌کند و فاصله بین ضرب‌ها نصف حالت ۶۰ BPM خواهد بود.

BPM چیست و چه ارتباطی با مترونوم دارد؟

یکی از مهم‌ترین اصطلاحاتی که هنگام کار با مترونوم با آن مواجه می‌شویم، BPM است.

BPM مخفف

Beats Per Minute

به معنی «تعداد ضرب در دقیقه» است.

برای مثال:

♩ = 60 BPM

یعنی اگر نت سیاه را واحد ضرب در نظر گرفته باشیم، در هر دقیقه ۶۰ نت سیاه اجرا می‌شود.

یا:

♩ = 120 BPM

یعنی در هر دقیقه ۱۲۰ ضرب سیاه داریم.

بنابراین هرچه عدد BPM بالاتر برود، سرعت ضرب بیشتر می‌شود.

یک مثال ساده

فرض کنید در حال تمرین قطعه‌ای هستید و مترونوم روی ۶۰ BPM تنظیم شده است.

شما می‌توانید با هر صدای مترونوم یک نت سیاه اجرا کنید:

تیک — نت — تیک — نت — تیک — نت

اگر قطعه را به چنگ تقسیم کنیم، می‌توانیم بین هر دو ضرب یک نت دیگر قرار دهیم:

تیک — و — تیک — و — تیک — و

در این حالت دو نت چنگ در هر ضرب اجرا می‌شود.

تاریخچه مترونوم؛ مترونوم چه زمانی اختراع شد؟

ایده استفاده از وسیله‌ای برای ایجاد ضرب منظم، پیش از شکل امروزی مترونوم وجود داشت. نمونه‌های اولیه ابزارهای زمان‌سنج موسیقایی در اروپا پیش از قرن نوزدهم دیده می‌شوند، اما مترونومی که امروز می‌شناسیم در اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت.

در تاریخ مترونوم نام دیتریش نیکولاس وینکل (Dietrich Nikolaus Winkel)، سازنده هلندی، اهمیت زیادی دارد. وینکل در اوایل دهه ۱۸۱۰ نمونه‌ای از یک مترونوم با سازوکار آونگی ساخت.

سپس یوهان نپوموک ملزل (Johann Nepomuk Mälzel)، مخترع و سازنده ابزارهای مکانیکی آلمانی، این ایده را توسعه داد و مترونوم را تجاری کرد. منابع تاریخی درباره سال دقیق نمونه‌های اولیه اختلاف‌هایی دارند؛ در برخی منابع سال‌های ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۶ ذکر شده است.

نکته تاریخی مهم این است که نسبت دادن کامل اختراع مترونوم به ملزل ساده‌سازی تاریخ است؛ زیرا وینکل پیش از تجاری‌شدن مدل ملزل، نمونه‌ای مشابه ساخته بود و بعدها نیز درباره حق اختراع و مالکیت ایده اختلاف ایجاد شد.

مدل کلاسیک مترونوم ملزل همان شکل آشنای بدنه چوبی یا جعبه‌ای، میله متحرک و وزنه قابل جابه‌جایی را داشت.

امروزه نمونه‌هایی از مترونوم‌های تاریخی ملزل نیز در موزه‌ها نگهداری می‌شود؛ برای مثال موزه متروپولیتن نیویورک یک مترونوم ساخته‌شده توسط ملزل در حدود سال ۱۸۲۱ را در مجموعه خود دارد.

چرا مترونوم به وجود آمد؟

 

قبل از وجود مترونوم، نوازندگان و آهنگسازان برای مشخص کردن سرعت موسیقی راه‌های مختلفی داشتند.

برای مثال از واژه‌هایی مانند:

* Largo

* Adagio

* Andante

* Moderato

* Allegro

* Presto

استفاده می‌شد.

این اصطلاحات هنوز هم در موسیقی کاربرد دارند، اما سرعت دقیق یک قطعه را به اندازه یک عدد BPM مشخص نمی‌کنند.

مترونوم امکان دیگری ایجاد کرد:

مشخص کردن سرعت موسیقی با یک عدد دقیق.

به همین دلیل علامت‌هایی مانند:

M.M. = 80

در برخی نت‌ها دیده می‌شود.

حرف M در اینجا به Maelzel’s Metronome اشاره دارد.

مترونوم چگونه کار می‌کند؟

مترونوم‌های مکانیکی کلاسیک بر اساس حرکت آونگی کار می‌کنند.

در این نوع مترونوم، یک میله به صورت منظم به چپ و راست حرکت می‌کند 

مترونوم چگونه کار می‌کند؟

مترونوم‌های مکانیکی کلاسیک بر اساس حرکت آونگی کار می‌کنند.

در این نوع مترونوم، یک میله به صورت منظم به چپ و راست حرکت می‌کند و با هر حرکت، صدای ضرب ایجاد می‌شود.

یک وزنه روی میله قرار دارد که می‌توان آن را بالا و پایین برد.

در مدل‌های کلاسیک، جابه‌جایی وزنه باعث تغییر سرعت حرکت آونگ می‌شود؛ در مدل‌های رایج، وزنه بالاتر باعث سرعت کمتر و وزنه پایین‌تر باعث سرعت بیشتر می‌شود.

برخی مترونوم‌های مکانیکی نیز دارای زنگ هستند که می‌توان آن را طوری تنظیم کرد که مثلاً هر چهار ضرب یک بار صدا بدهد.

انواع مترونوم

امروزه مترونوم‌ها فقط مدل‌های چوبی قدیمی نیستند و در شکل‌های مختلفی وجود دارند.

 

۱. مترونوم مکانیکی

این همان مترونوم کلاسیک است که معمولاً بدنه‌ای مخروطی یا ذوزنقه‌ای و یک آونگ فلزی دارد.

مزایا:

* بدون نیاز به باتری

* تجربه بصری مناسب

* صدای طبیعی و مشخص

* مناسب برای تمرین سنتی

* کمک به درک فیزیکی ضرب

در این نوع مترونوم، حرکت آونگ به نوازنده کمک می‌کند ضرب را علاوه بر شنیدن، ببیند.

۲. مترونوم دیجیتال

مترونوم دیجیتال معمولاً دارای صفحه نمایش و دکمه‌هایی برای تنظیم BPM است.

مزایای آن:

* دقت بالا

* امکان تنظیم سریع سرعت

* قابلیت انتخاب میزان‌نما

* امکان تغییر نوع صدا

* قابل حمل بودن

* گاهی دارای تیونر و امکانات جانبی

۳. اپلیکیشن مترونوم

امروزه تقریباً هر گوشی هوشمند می‌تواند با استفاده از اپلیکیشن‌های مترونوم به یک مترونوم تبدیل شود.

این نوع مترونوم برای بسیاری از هنرجویان کاملاً کافی است، مخصوصاً اگر اپلیکیشن امکان تنظیم BPM و میزان‌نما را داشته باشد.

۴. مترونوم‌های حرفه‌ای

برخی مدل‌های حرفه‌ای امکاناتی مانند:

* Tap Tempo

* تغییر میزان‌نما

* subdivision

* الگوهای ریتمیک

* Accent

* تغییر صدای کلیک

* حافظه سرعت‌ها

* تمرین تدریجی سرعت دارند.

 

برای یک هنرجوی مبتدی، داشتن همه این امکانات ضروری نیست.

مهم‌تر از نوع مترونوم، نحوه استفاده صحیح از آن است.

آیا همه نوازندگان باید با مترونوم تمرین کنند؟

مترونوم ابزار بسیار مفیدی است، اما قرار نیست نوازنده در تمام لحظات تمرین به آن وابسته باشد.

هدف اصلی مترونوم این نیست که همیشه به جای حس ریتم شما تصمیم بگیرد.

هدف این است که به مرور زمان، ضرب درونی شما قوی شود.

بهترین حالت این است که نوازنده بتواند:

  1. با مترونوم بنوازد.
  2. بدون مترونوم ریتم را حفظ کند.
  3. دوباره با مترونوم خودش را بررسی کند.

 

در واقع مترونوم باید در نهایت تبدیل به یک ابزار کنترل و آموزش ریتم شود، نه عصای دائمی نوازنده.

چگونه با مترونوم تمرین کنیم؟

یکی از اشتباهات رایج این است که هنرجو مترونوم را روشن می‌کند، سرعت را زیاد می‌کند و سعی می‌کند قطعه را هر طور شده با آن اجرا کند.

این روش معمولاً نتیجه خوبی ندارد.

روش بهتر، تمرین مرحله‌ای است.

 

مرحله اول: ریتم را بدون ساز بخوانید

 

قبل از اینکه ساز را بردارید، ریتم قطعه را بررسی کنید.

 

برای مثال اگر میزان ۴/۴ دارید:

۱ – ۲ – ۳ – ۴

اگر نت‌ها شامل سیاه و چنگ هستند، ابتدا آن‌ها را با شمارش درست بخوانید.

مثلاً:

۱ و ۲ و ۳ و ۴ و

این کار باعث می‌شود مغز شما قبل از ورود ساز، ساختار زمانی قطعه را درک کند.

 

مرحله دوم: فقط با ضرب پا تمرین کنید

 

حالا مترونوم را روشن کنید.

مثلاً روی:

♩ = 60

قرار دهید.

همراه با هر ضرب، پای خود را به آرامی پایین بیاورید.

یعنی:

۱ — ۲ — ۳ — ۴

پای شما باید با ضرب‌های اصلی هماهنگ باشد.

در این مرحله هنوز لازم نیست ساز بزنید.

 

مرحله سوم: ریتم را با دست بزنید

 

حالا بدون ساز، ریتم نت‌ها را با دست اجرا کنید.

 

مثلاً برای نت‌های سیاه:

دست — دست — دست — دست

و برای چنگ:

دست و دست و

هدف این است که بدن شما رابطه بین ضرب اصلی و تقسیمات آن را یاد بگیرد.

 

مرحله چهارم: نت‌ها را با ساز اجرا کنید

حالا ساز را بردارید.

اما هنوز قرار نیست با سرعت اصلی قطعه بنوازید.

اگر قطعه سریع است، سرعت مترونوم را پایین بیاورید.

مثلاً اگر قطعه در سرعت ۱۲۰ نوشته شده است، می‌توانید تمرین را از:

۶۰ BPM

شروع کنید.

 

وقتی اجرای شما در این سرعت تمیز و پایدار شد، سرعت را افزایش دهید.

 

مهم‌ترین قانون تمرین با مترونوم

سرعتی را انتخاب کنید که بتوانید در آن درست بنوازید، نه سرعتی که فقط بتوانید قطعه را somehow تمام کنید.

 

اگر در ۸۰ BPM اشتباه می‌کنید، رفتن به ۱۰۰ BPM تمرین شما را بهتر نمی‌کند.

ابتدا باید در ۸۰ BPM:

* ریتم درست باشد

* نت‌ها درست باشند

* انگشت‌گذاری درست باشد

* صدای ساز کنترل‌شده باشد

* آرشه یا مضراب کنترل شود

 

بعد سرعت را افزایش دهید

تمرین با مترونوم برای ویولن

مترونوم برای ویولن اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نوازنده باید هم‌زمان چند موضوع را کنترل کند:

* نت‌خوانی

* انگشت‌گذاری

* آرشه‌کشی

* کوک

* ریتم

* شدت و ضعف

* تغییر پوزیسیون

* هماهنگی دست راست و چپ

به همین دلیل ممکن است هنرجو نت‌ها را درست بزند اما از نظر ریتم با موسیقی هماهنگ نباشد.

مترونوم دقیقاً در اینجا کمک می‌کند.

چگونه هنگام نواختن ویولن با مترونوم هماهنگ شویم؟

فرض کنیم در حال خواندن قطعه‌ای در میزان ۴/۴ هستیم.

مترونوم چهار ضرب دارد:

تیک — تیک — تیک — تیک

اولین کار این نیست که فوراً آرشه بکشیم.

ابتدا باید ضرب را بشنویم.

تمرین اول

مترونوم را روی ۶۰ BPM قرار دهید.

 

با صدای هر تیک، بگویید:

۱ — ۲ — ۳ — ۴

سپس:

۱ — ۲ — ۳ — ۴

و این کار را چند میزان ادامه دهید.

 

وقتی احساس کردید ضرب کاملاً برایتان قابل پیش‌بینی شده، ساز را بردارید.

تمرین دوم: فقط نت‌های سیاه

یک نت ساده انتخاب کنید.

مثلاً نت لا.

در هر ضرب یک نت اجرا کنید:

 

تیک → لا

تیک → لا

تیک → لا

هدف این تمرین سرعت نیست.

هدف این است که شروع هر نت دقیقاً روی ضرب قرار بگیرد.

تمرین سوم: نت‌های چنگ

حالا در هر ضرب دو نت بزنید.

مترونوم:

تیک — تیک — تیک — تیک

شما:

۱ و | ۲ و | ۳ و | ۴ و

یعنی دو نت در هر ضرب.

در این مرحله باید بتوانید فاصله زمانی بین دو نت را کاملاً مساوی نگه دارید.

تمرین چهارم: نت‌های سیاه و چنگ را ترکیب کنید

حالا یک الگوی ساده مانند این داشته باشید:

 

سیاه | دو چنگ | سیاه | دو چنگ

شمارش:

۱ | ۲ و | ۳ | ۴ و

این تمرین برای درک تقسیمات ضرب بسیار مفید است.

 

تمرین پنجم: مترونوم و آرشه‌کشی ویولن

در ویولن، فقط زمان شروع نت مهم نیست؛ مدت زمان کشیدن آرشه نیز اهمیت دارد.

مثلاً اگر هر ضرب یک نت سیاه باشد، می‌توانید یک آرشه را برای هر ضرب اختصاص دهید:

 

ضرب ۱ → آرشه پایین

ضرب ۲ → آرشه بالا

ضرب ۳ → آرشه پایین

ضرب ۴ → آرشه بالا

بعد می‌توانید تمرین را با نت‌های چنگ ادامه دهید و دو نت را در هر ضرب اجرا کنید.

این تمرین به هماهنگی دست راست، دست چپ و ریتم کمک می‌کند.

چگونه هم‌زمان نت بخوانیم، ساز بزنیم و با مترونوم هماهنگ شویم؟

این قسمت برای بسیاری از هنرجویان دشوار است.

چون باید سه کار را هم‌زمان انجام دهند:

دیدن نت → پردازش نت → اجرای نت در زمان صحیح

اگر مترونوم را هم اضافه کنیم، کار پیچیده‌تر می‌شود.

 

راه‌حل این است که این مهارت‌ها را یک‌باره روی سر خودمان نریزیم!

آن‌ها را مرحله‌به‌مرحله ترکیب کنیم.

 

روش پیشنهادی چهارمرحله‌ای

 

مرحله ۱: فقط نت‌خوانی

قطعه را بدون ساز بخوانید.

به این موارد توجه کنید:

* کلید

* میزان‌نما

* ارزش زمانی نت‌ها

* سکوت‌ها

* علائم تغییر دهنده

* خطوط اتصال

* تکیه‌ها و نشانه‌های دینامیکی

 

مرحله ۲: نت‌خوانی با ضرب

مترونوم را روی سرعت پایین قرار دهید.

مثلاً:

۶۰ BPM

حالا نت‌ها را با صدای بلند یا ذهنی بخوانید و با مترونوم هماهنگ شوید.

مرحله ۳: ریتم بدون اجرای ملودی

 

اگر قطعه دشوار است، نت‌ها را کنار بگذارید و فقط ریتم را اجرا کنید.

 

می‌توانید با دست ضرب بگیرید و بگویید:

۱ و ۲ و ۳ و ۴ و

این مرحله بسیار مهم است.

 

مرحله ۴: ساز را اضافه کنید

 

حالا ویولن را بردارید و همان چیزی را که قبلاً تمرین کرده‌اید اجرا کنید.

در این مرحله مغز شما دیگر لازم نیست هم‌زمان ریتم را از صفر کشف کند.

ریتم قبلاً تمرین شده است

 

آیا باید هنگام نواختن همیشه به مترونوم نگاه کنیم؟

خیر.

 

در مترونوم مکانیکی، حرکت آونگ می‌تواند به شما کمک کند، اما بهتر است کم‌کم توانایی شنیدن ضرب را نیز تقویت کنید.

 

اگر دائماً به حرکت آونگ یا صفحه مترونوم نگاه کنید، ممکن است به یک نشانه بصری وابسته شوید.

 

هدف نهایی این است که:

مترونوم را بشنوید، ضرب را احساس کنید و بدون نیاز به نگاه کردن، جای خود را در میزان بدانید.

ضرب پا چیست و چه ارتباطی با مترونوم دارد؟

ضرب پا یکی از ساده‌ترین روش‌های فیزیکی برای درک زمان موسیقی است.

وقتی پای خود را با ضرب پایین می‌آورید، در واقع دارید ضرب اصلی را با بدن خود تجربه می‌کنید.

مثلاً در ۴/۴:

پای پایین = ۱

بالا = آماده شدن برای ۲

و دوباره…

اما نکته مهم این است که ضرب پا نباید تبدیل به یک حرکت شدید و عصبی شود.

آیا هنگام نوازندگی باید همیشه پا بزنیم؟

خیر.

ضرب پا یک ابزار آموزشی است، نه الزام همیشگی.

برای هنرجوی مبتدی، ضرب پا می‌تواند بسیار مفید باشد؛ اما در مراحل بالاتر باید بتواند بدون حرکت شدید پا نیز ضرب را در ذهن و بدن خود احساس کند.

به‌خصوص در ویولن، حرکت زیاد پا ممکن است باعث ایجاد تنش اضافی در بدن شود.

ضرب پا بهتر است یا مترونوم؟

این دو جای یکدیگر را نمی‌گیرند.

مترونوم ضربی خارجی و ثابت در اختیار شما قرار می‌دهد.

ضرب پا باعث می‌شود شما ضرب را با بدن خود احساس کنید.

بهترین تمرین می‌تواند ترکیب این دو باشد:

مترونوم → شنیدن ضرب

پا → احساس ضرب

ساز → اجرای موسیقی

با تکرار این روند، ضرب خارجی کم‌کم به یک حس داخلی تبدیل می‌شود.

یک اشتباه رایج در ضرب پا

برخی هنرجویان فقط هنگام شنیدن صدای مترونوم پای خود را پایین می‌آورند.

این کار ممکن است باعث شود به جای اینکه ضرب را «حس» کنند، فقط به صدای مترونوم واکنش نشان دهند.

بهتر است:

  1. ضرب را بشنوید.
  2. ضرب را در ذهن پیش‌بینی کنید.
  3. پا را با آن هماهنگ کنید.
  4. سپس ساز را وارد کنید.

هدف این است که شما قبل از شنیدن ضرب بعدی، بدانید ضرب بعدی چه زمانی خواهد رسید.

تمرین حرفه‌ای: مترونوم را کمتر کنید

یکی از تمرین‌های بسیار مفید این است که به تدریج تعداد ضرب‌های قابل شنیدن را کاهش دهید.

مثلاً ابتدا:

مترونوم روی هر ضرب

بعد:

مترونوم با احساس ضرب‌های اصلی

و در مراحل پیشرفته‌تر، می‌توان بخشی از ضرب‌ها را ذهنی نگه داشت.

این تمرین باعث می‌شود نوازنده فقط دنبال صدای مترونوم نباشد، بلکه خودش مسئول حفظ زمان باشد.

 

تمرین افزایش سرعت با مترونوم

فرض کنیم قطعه‌ای را باید در:

۱۲۰ BPM

اجرا کنید.

اشتباه رایج این است که هنرجو مستقیماً مترونوم را روی ۱۲۰ قرار دهد.

بهتر است مثلاً از:

۶۰ → ۶۶ → 72 → 78 → 84 → 90 …

حرکت کنید.

اما افزایش سرعت نباید مکانیکی باشد.

اگر در یک سرعت اشتباهات زیادی دارید، سرعت را بالا نبرید.

گاهی حتی بهتر است یک مرحله به عقب برگردید.

آیا همیشه باید سرعت را افزایش دهیم؟

خیر.

مترونوم فقط برای سریع‌تر شدن نیست.

گاهی هدف شما این است که:

کند اما دقیق بنوازید.

تمرین با سرعت پایین می‌تواند برای اصلاح مواردی مانند:

* انگشت‌گذاری

* آرشه‌کشی

* کوک

* ریتم

* هماهنگی دو دست

بسیار مفید باشد.

در واقع یکی از کاربردهای مهم مترونوم این است که به شما اجازه می‌دهد اشتباهات خود را در سرعت پایین‌تر پیدا کنید.

تمرین با مترونوم برای هنرجو؛ برنامه پیشنهادی

یک برنامه ساده ۱۵ دقیقه‌ای می‌تواند چنین باشد:

۳ دقیقه اول: ضرب

مترونوم روی ۶۰ BPM.

بدون ساز:

۱ – ۲ – ۳ – ۴

همراه با ضرب پا.

۳ دقیقه دوم: ریتم

ریتم تمرین را با دست بزنید.

۴ دقیقه سوم: نت‌های ساده

با ویولن، نت‌های ساده را روی ضرب اجرا کنید.

۵ دقیقه پایانی: قطعه

بخش کوچکی از قطعه را با سرعت پایین اجرا کنید.

اگر اجرای شما کاملاً پایدار بود، سرعت را کمی افزایش دهید.

از چه سرعتی تمرین کنیم؟

عدد جادویی وجود ندارد.

سرعت مناسب به سطح نوازنده و دشواری قطعه بستگی دارد.

اما یک قانون بسیار کاربردی وجود دارد:

سرعت تمرین باید آن‌قدر آهسته باشد که بتوانید اشتباهات خود را کنترل کنید و آن‌قدر سریع باشد که ریتم موسیقی را احساس کنید.

برای یک هنرجوی مبتدی، ۴۰ تا ۶۰ BPM ممکن است نقطه شروع مناسبی باشد.

برای قطعات سریع، ممکن است لازم باشد ابتدا سرعت بسیار پایین‌تر از سرعت نهایی انتخاب شود

وقتی با مترونوم عقب می‌مانیم چه کار کنیم؟

اگر مرتباً از مترونوم عقب می‌مانید، سریع‌تر نزنید.

ابتدا بررسی کنید مشکل از کجاست.

آیا:

* نت‌ها را دیر می‌خوانید؟

* انگشت‌گذاری شما کند است؟

* آرشه بیش از حد حرکت می‌کند؟

* ریتم را درست نفهمیده‌اید؟

* به جای ضرب، روی نت بعدی تمرکز کرده‌اید؟

* سرعت تمرین زیاد است؟

گاهی مشکل اصلاً «ریتم» نیست؛ بلکه تکنیک ساز اجازه نمی‌دهد نوازنده در زمان موردنظر نت را اجرا کند.

 

اگر از مترونوم جلو می‌افتیم چه کنیم؟

این اتفاق نیز بسیار رایج است.

وقتی نوازنده جلو می‌افتد، معمولاً می‌خواهد زودتر به نت بعدی برسد.

راه‌حل:

مترونوم را کند کنید و روی فضای بین ضرب‌ها تمرکز کنید.

به جای اینکه فقط منتظر صدای «تیک» باشید، سعی کنید فاصله زمانی بین دو تیک را احساس کنید.

 

مترونوم را مثل دشمن خود نبینید!

بعضی هنرجویان وقتی مترونوم روشن می‌شود، مضطرب می‌شوند؛ چون احساس می‌کنند مترونوم دائماً اشتباهاتشان را آشکار می‌کند.

اما مترونوم قرار نیست شما را امتحان کند.

مترونوم فقط یک مرجع زمانی است.

اگر نتوانستید با آن هماهنگ شوید، این به معنی «بد بودن» شما نیست.

اتفاقاً مترونوم دارد دقیقاً همان نقطه‌ای را نشان می‌دهد که نیاز به تمرین دارد.

 

چند اشتباه رایج هنگام تمرین با مترونوم

۱. شروع با سرعت زیاد

یکی از رایج‌ترین اشتباهات است.

۲. توجه فقط به صدای تیک

باید ضرب را درونی کنید، نه اینکه فقط صدای تیک را دنبال کنید.

۳. نادیده گرفتن سکوت‌ها

سکوت نیز بخشی از ریتم است.

۴. بی‌توجهی به میزان‌نما

۴/۴، ۳/۴، ۶/۸ و سایر میزان‌ها احساس متفاوتی ایجاد می‌کنند.

۵. ضرب پای شدید

ضرب پا باید به شما کمک کند، نه اینکه باعث تنش بدن شود.

۶. افزایش سرعت قبل از تسلط

اگر در ۷۰ BPM مشکل دارید، ۹۰ BPM راه‌حل نیست.

۷. تمرین طولانی بدون هدف

۱۰ دقیقه تمرین دقیق بهتر از ۳۰ دقیقه اجرای بی‌هدف است.

 

مترونوم و موسیقی واقعی

ممکن است این سؤال پیش بیاید:

اگر در موسیقی واقعی همیشه مترونوم نداریم، چرا باید با مترونوم تمرین کنیم؟

پاسخ این است که مترونوم قرار نیست در اجرای زنده همیشه کنار شما باشد.

تمرین با مترونوم مانند تمرین با وزنه برای یک ورزشکار است.

وزنه را برای مسابقه روی بدن خود نمی‌گذارید؛ بلکه با آن تمرین می‌کنید تا بدن قوی‌تر شود.

مترونوم نیز کمک می‌کند حس ریتم و ثبات زمانی شما تقویت شود.

 

آیا اجرای خوب یعنی دقیقاً روی هر تیک مترونوم بنوازیم؟

نه لزوماً.

موسیقی فقط مجموعه‌ای از ضرب‌های خشک و ریاضی نیست.

در اجرای موسیقی، مواردی مانند:

* جمله‌بندی

* دینامیک

* آگوگیک

* بیان موسیقایی

* روباتو

* تأکید

* تنفس

نیز اهمیت دارند.

بنابراین مترونوم باید به شما کمک کند زمان را بشناسید، نه اینکه موسیقی شما را بی‌روح و مکانیکی کند.

 

مترونوم برای نوازنده ویولن چه چیزهایی را بهتر می‌کند؟

تمرین اصولی با مترونوم می‌تواند به بهبود موارد زیر کمک کند:

* ثبات ریتم

* هماهنگی دست راست و چپ

* کنترل آرشه

* سرعت انگشت‌گذاری

* اجرای پاساژها

* تعویض پوزیسیون

* اجرای گام‌ها

* آرپژ

* دقت در نت‌های کوتاه

* اجرای قطعات سریع

* هماهنگی با نوازندگان دیگر

مهم‌تر از همه، نوازنده یاد می‌گیرد قبل از اجرای ضرب، آن را در ذهن پیش‌بینی کند.

 

یک روش بسیار مؤثر برای تمرین ویولن

برای هر بخش دشوار قطعه، این ترتیب را امتحان کنید:

۱. نت‌ها را بخوانید.

۲. ریتم را بدون ساز اجرا کنید.

۳. با مترونوم ضرب بگیرید.

۴. ضرب پا را اضافه کنید.

۵. نت‌ها را با ساز و سرعت کم اجرا کنید.

۶. اشتباهات را پیدا کنید.

۷. همان بخش را چند بار تکرار کنید.

۸. سرعت را کمی افزایش دهید.

۹. دوباره بخش را بدون مترونوم امتحان کنید.

۱۰. در پایان دوباره با مترونوم کنترل کنید.

این روش بسیار مؤثرتر از آن است که یک قطعه را از ابتدا تا انتها بارها و بارها با سرعت زیاد اجرا کنیم.

 

مترونوم و تقویت حس ریتم

در نهایت، هدف اصلی تمرین با مترونوم این نیست که همیشه یک دستگاه کنار شما باشد.

هدف این است که به جایی برسید که وقتی مترونوم خاموش می‌شود، ضرب همچنان در ذهن و بدن شما ادامه داشته باشد.

نوازنده‌ای که حس ریتم خوبی دارد، فقط صدای ضرب را نمی‌شنود؛ بلکه می‌تواند:

* ضرب را پیش‌بینی کند،

* فاصله بین ضرب‌ها را احساس کند،

* سرعت را ثابت نگه دارد،

* سکوت‌ها را درست اجرا کند،

* و در صورت قطع شدن صدای مترونوم، زمان موسیقی را از دست ندهد.

جمع‌بندی؛ چگونه از مترونوم درست استفاده کنیم؟

مترونوم یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین ابزارهای تمرین موسیقی است. این وسیله از نمونه‌های مکانیکی اوایل قرن نوزدهم تا اپلیکیشن‌های امروزی مسیر طولانی‌ای را طی کرده است؛ اما هدف اصلی آن همچنان ثابت مانده است: کمک به نوازنده برای درک و حفظ زمان موسیقی

آموزش ویولن / جلسه 2

در ابتدای آموزش و یادگیری ویولن باید به چند نکته مهم برای شروع مد نظر داشت:

ساز سالم و بدون ایراد

بالشتک ویولن

ابعاد ویولن

راحتی در نگهداری ساز

تمرین ابتدایی و کار با مترونم

 

ساز سالم و بدون ایراد :

 یکی از نکات مهم در شروع نوازندگی ویولن داشتن سازی فارغ از ایراد و شکستگی و مشکل باشد.

ساز سالم و بدون ایراد چند نکته مهم دارد

اول اینکه وزن ساز باید به نحوی اندازه باشد که نوازنده در کنترل اون دچار مشکلی نباشد.

دوم اینکه دسته ساز در راستای خط صاف و بدون انحنا ، قوس و زاویه باشد.

ساز رگلاژ شده و درست باشد یعنی فاصله سیم تا فینگربرد و ابعاد خرک و تنظیم شیطانک به درستی انجام شده باشد و برای انگشت گذاری هنرجو فشار بسیار زیادی به انگشتان جهت گرفتن جای نت به روی دسته ویولن متحمل نشود.

سوم اینکه در پشت ساز ، قسمتی که دکمه مربوط به سیم گیر به بده متصل شده است / در این قسمت معمولا اتصالات از قبیل اتصال صفحه بالایی به پایینی در سازهای آموزشی به خاطر حمل و نقل اشتباه و یا فشار زیاد در حمل و نقل ویا کیفیت پایین چسب ها و پرس ضعیف از همدیگر باز میشوند ، در حین خرید ساز حتما به این نکته دقت بفرمایید که اتصالات صفحه بالا و پایین درست باشند.

 

بالشتک ویولن

در قدیم ویولن را بدون استفاده از بالشتک نگه میداشتند که برای افرادی که شانه های افتاده دارند نگهداری آن کاری بس دشوار است ، اما با گذشت زمان و به مرور ابزاری به ویولن اضافه شد به اسم بالشتک که کار کنترل ساز را برای نوازنده و هنرجوی ویولن مخصوصا در ابتدای کار راحت تر میکند.

خب طبیعتا فرم و ساختار پشت ویولن هیچ ارتباطی به شکل و فرم شانه فرد ندارد و این ابزار (بالشتک) باعث می شود انحنایی در پشت ویولن ایجاد شود که مطابق با شکل شانه هنرجو باشد.

در کلیپ آموزشی نحوه نصب ، استفاده و تنظیم شولدر یا همان بالشتک ویولن آمده است.

دقت کنید در تهیه شولدر حتما بایستی ساز مطابق با سایز ویولن باشد.

 

ابعاد ویولن

همانطور که اشاره شد شولدر یا همان بالشتک ویولن ابعاد و سایز بندی دارد ، خب طبیعتا ویولن هم دارای سایز بندی برای افراد مختلف  است ، به طور کلی سازهای جهانی ، اکثر سازهای زهی جهانی دارای ابعاد برای نگهداری راحت تر توسط نوازنده است ، خب ویولن هم ازین موضوع جدا نیست.

ویولن سایز بزرگسال 4/4 است به طبع ابعاد کوچکتر 4/3 و در ابعاد کوچک تر 2/1 ، 8/1 ، 16/1 برای خردسالان است

همانطور که گفته شد برای ویولنی با ساز خریداری شده بالشتکی با همان ابعاد نیز باید تهیه شود.

 

راحتی در نگهداری ساز

یکی از نکات بسیار مهم در شروع کار راحتی هنرجو در نگهداری ویولن است

بالشتک مناسب که دارای انحنای منطقی و درست باشد ، وزن مناسب ساز (سازهای غیر استاندارد به دلیل الگوی خود و نحوه ساخت از وزن زیاد تر از حد معمول تولید می شوند) که این موضوع باعث آزردگی هنرجوی ویولن در کنترل ساز می شود.

نکته بعدی زیرچانه (چین رست) ویولن است

در ابتدای تهیه ویولن همیشه زیرچانه ای روی ساز موجود است ، اما نکته اینجاست که این ابزار قابل تعویض است.

اگر بعد از مدتی تمرین و نوازندگی دچار آزردگی یا درد در ناحیه گردن یا حتی کبودی در ناحیه گردن شدید به خاطر پایه های فلزی و ناراحتی استفاده از زیرچونه ای برای بدن شماست.

برای بعضی از افراد استفاده ازین مدل زیرچونه ای ها بدون مشکل است ، اما بسیاری دیگر با آزردگی همراه است .

زیرچونه ای های ضد حساسیت به خاطر جنس خاصی که ساخته می شوند و اصلاح در شکل پایه های نگهدارنده تا حد زیادی این مشکل را برطرف می کند.

تمرین ابتدایی و کار با مترونم

 

در ابتدای کار همانطور که در کلیپ آموزشی بیان شده نحوه هماهنگی بین دست راست و کنترل ساز گفته شده است.

در ابتدا ما باید بتوانیم بدون فشار و بدون دخالت دست چپ ساز را راحت نگه داریم و آرشه ما به روی سیم بدون فشار اضافی که حاصل آن تولید صدای نرم و لطیف از ویولنمان خواهد بود ، اقدام کنیم

کنترل آرشه ، کنترل ساز

راحتی در نوازندگی و تمرین ابتدایی با مترنم و کنترل ریتم از جمله مواردی است که در کلیپ آموزشی بیان شده.

 

آموزش ویولن / جلسه 1

ویولن چیست؟
 
ویولن یکی از شناخته‌شده‌ترین سازهای زهی و آرشه‌ای در جهان است؛ سازی که صدای آن می‌تواند از لطیف و آرام تا پرقدرت و هیجان‌انگیز تغییر کند. این ساز در موسیقی کلاسیک، ارکستر، موسیقی فیلم، موسیقی فولکلور و بسیاری از سبک‌های موسیقی امروزی حضور دارد.
 
اما ویولنی که امروزه در دست نوازندگان می‌بینیم، حاصل چند قرن تحول در ساخت سازهای زهی و آرشه‌ای است. شکل امروزی ویولن در ایتالیا و به‌ویژه در شهر کرمونا (Cremona) شکل گرفت و استادان سازسازی ایتالیایی مانند خانواده آماتی، آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری نقش مهمی در تکامل آن داشتند. 
 
ویولن چیست؟
 
ویولن یک ساز زهی آرشه‌ای است که معمولاً چهار سیم دارد و نوازنده با حرکت دادن آرشه روی سیم‌ها، آنها را به ارتعاش درمی‌آورد.
 
سیم‌های ویولن از زیرترین به بم‌ترین عبارت‌اند از:
 
* می (E)
* لا (A)
* ر (D)
* سل (G)
 
این چهار سیم به صورت فاصله پنجم نسبت به یکدیگر کوک می‌شوند.
 
نوازنده معمولاً ویولن را روی شانه و زیر چانه قرار می‌دهد و با دست چپ، طول مؤثر سیم‌ها را تغییر می‌دهد. دست راست نیز آرشه را کنترل می‌کند.
 
یکی از ویژگی‌های مهم ویولن این است که برخلاف سازهایی مانند پیانو یا گیتار، روی دسته آن پرده‌بندی وجود ندارد. بنابراین نوازنده برای اجرای دقیق نت‌ها باید محل صحیح قرار گرفتن انگشتان را با دقت بسیار زیادی پیدا کند.
 
تاریخچه ویولن
 
ویولن از کجا آمده است؟
 
پاسخ به این سؤال که «ویولن دقیقاً در چه سالی اختراع شد؟» ساده نیست.
ویولن نتیجه تکامل تدریجی مجموعه‌ای از سازهای زهی و آرشه‌ای اروپایی است و نمی‌توان پیدایش آن را به یک مخترع یا یک سال مشخص نسبت داد.
 
با این حال، در قرن شانزدهم میلادی در شمال ایتالیا، سازهایی با ویژگی‌هایی بسیار نزدیک به ویولن امروزی ساخته شدند.
 
در میان شهرهای ایتالیا، کرمونا به مهم‌ترین مرکز ساخت ویولن تبدیل شد. پژوهش‌های موزه متروپولیتن نشان می‌دهد که آندره‌آ آماتی در اواسط قرن شانزدهم نقش مهمی در شکل‌گیری فرم استاندارد ویولن مدرن داشت.
بنابراین اگرچه نمی‌توان گفت «ویولن در یک روز و توسط یک نفر اختراع شد»، می‌توان گفت:
 
شکل مدرن ویولن در ایتالیای قرن شانزدهم، به‌خصوص در مکتب سازسازی کرمونا، تثبیت شد.
 
آندره‌آ آماتی؛ یکی از نخستین سازندگان مهم ویولن
 
آندره‌آ آماتی (Andrea Amati) از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ سازسازی ویولن است.
 
او در کرمونا فعالیت می‌کرد و از نخستین سازندگانی بود که فرم و ابعاد ویولن را به شکلی نزدیک به ساز امروزی تثبیت کرد.
 
یکی از ویولن‌های ساخته‌شده توسط آندره‌آ آماتی که امروزه در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود، حدود سال ۱۵۶۰ ساخته شده است. این ساز از قدیمی‌ترین ویولن‌های باقی‌مانده در جهان به شمار می‌رود. 
 
اهمیت آماتی فقط به سازهای خودش محدود نمی‌شود. سنتی که او در کرمونا شکل داد، در نسل‌های بعدی توسط خانواده آماتی و سازندگان بزرگی مانند آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری ادامه پیدا کرد.
 
کرمونا؛ زادگاه مکتب بزرگ ویولن‌سازی
 
شهر کرمونا در شمال ایتالیا را می‌توان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی ساخت ویولن در جهان دانست.
 
در قرن شانزدهم و هفدهم، سازندگان متعددی در این شهر فعالیت کردند و دانش سازسازی از استاد به شاگرد منتقل شد.
 
در حدود سال ۱۶۰۰، کرمونا به مرکز مهم و تقریباً بی‌رقیب ویولن‌سازی در اروپا تبدیل شده بود.
 
در این شهر، خانواده‌ها و استادان بزرگی مانند:
 
* آندره‌آ آماتی
* نیکولو آماتی
* آنتونیو استرادیواری
* جوزپه گوارنری «دل جزو»
 
به توسعه هنر ویولن‌سازی کمک کردند.
 
نیکولو آماتی و ادامه سنت کرمونا
 
نیکولو آماتی، نوه آندره‌آ آماتی، یکی از برجسته‌ترین سازندگان ویولن در قرن هفدهم بود.
 
سازهای او به طراحی زیبا، پاسخ‌دهی مناسب و صدای لطیف و شیرین مشهور بودند. کارگاه او همچنین محل آموزش و پرورش نسل جدیدی از سازندگان ویولن شد.
 
از شاگردان و وابستگان این سنت می‌توان به آندره‌آ گوارنری و سازندگان مهم دیگر اشاره کرد.
 
آندره‌آ آماتی؛ یکی از نخستین سازندگان مهم ویولن
 
آندره‌آ آماتی (Andrea Amati) از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ سازسازی ویولن است.
 
او در کرمونا فعالیت می‌کرد و از نخستین سازندگانی بود که فرم و ابعاد ویولن را به شکلی نزدیک به ساز امروزی تثبیت کرد.
 
یکی از ویولن‌های ساخته‌شده توسط آندره‌آ آماتی که امروزه در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود، حدود سال ۱۵۶۰ ساخته شده است. این ساز از قدیمی‌ترین ویولن‌های باقی‌مانده در جهان به شمار می‌رود. 
 
اهمیت آماتی فقط به سازهای خودش محدود نمی‌شود. سنتی که او در کرمونا شکل داد، در نسل‌های بعدی توسط خانواده آماتی و سازندگان بزرگی مانند آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری ادامه پیدا کرد. 
 
کرمونا؛ زادگاه مکتب بزرگ ویولن‌سازی
 
شهر کرمونا در شمال ایتالیا را می‌توان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی ساخت ویولن در جهان دانست.
 
در قرن شانزدهم و هفدهم، سازندگان متعددی در این شهر فعالیت کردند و دانش سازسازی از استاد به شاگرد منتقل شد.
 
در حدود سال ۱۶۰۰، کرمونا به مرکز مهم و تقریباً بی‌رقیب ویولن‌سازی در اروپا تبدیل شده بود.
در این شهر، خانواده‌ها و استادان بزرگی مانند:
 
* آندره‌آ آماتی
* نیکولو آماتی
* آنتونیو استرادیواری
* جوزپه گوارنری «دل جزو»
 
به توسعه هنر ویولن‌سازی کمک کردند.
 
نیکولو آماتی و ادامه سنت کرمونا
 
نیکولو آماتی، نوه آندره‌آ آماتی، یکی از برجسته‌ترین سازندگان ویولن در قرن هفدهم بود.
 
سازهای او به طراحی زیبا، پاسخ‌دهی مناسب و صدای لطیف و شیرین مشهور بودند. کارگاه او همچنین محل آموزش و پرورش نسل جدیدی از سازندگان ویولن شد.
 
از شاگردان و وابستگان این سنت می‌توان به آندره‌آ گوارنری و سازندگان مهم دیگر اشاره کرد.
 
درباره اینکه آنتونیو استرادیواری مستقیماً شاگرد نیکولو آماتی بوده یا نه، قطعیت تاریخی وجود ندارد؛ هرچند سازهای اولیه استرادیواری به‌وضوح تحت تأثیر سنت آماتی قرار داشتند.
 
آنتونیو استرادیواری؛ مشهورترین نام در تاریخ ویولن‌سازی
 
وقتی صحبت از ویولن‌های تاریخی و ارزشمند می‌شود، نام آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari) تقریباً همیشه مطرح است.
 
استرادیواری در کرمونا فعالیت می‌کرد و در طول زندگی حرفه‌ای خود بارها در شکل، ضخامت، قوس و تناسبات سازهایش آزمایش کرد.
 
او به‌خصوص در دوره‌ای حدود سال‌های ۱۷۰۰ تا ۱۷۲۰ تعدادی از مشهورترین سازهای خود را ساخت؛ دوره‌ای که معمولاً به عنوان دوره طلایی استرادیواری شناخته می‌شود.
 
امروزه صدها ساز ساخته‌شده در کارگاه استرادیواری باقی مانده‌اند و سازهای او همچنان موضوع پژوهش، نوازندگی و علاقه مجموعه‌داران هستند.
 
ویولن از چه قسمت‌هایی تشکیل شده است؟
 
ساختمان ویولن در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما هر قسمت آن نقش مهمی در تولید و انتقال صدا دارد.
 
مهم‌ترین بخش‌های ویولن عبارت‌اند از:
 
1. کاسه ساز
2. صفحه رویی
3. صفحه زیرین
4. دیواره‌ها یا کلاف‌ها
5. دسته
6. گریف یا Fingerboard
7. خرک
8. سیم‌ها
9. گوشی‌ها
10. سیم‌گیر
11. شیطانک
12. سوراخ‌های F شکل
13. ستون صوتی
14. Bass Bar یا باس‌بار
15. چانه‌گیر
 
در ادامه هر کدام را بررسی می‌کنیم.
 
کاسه ویولن
 
بخش اصلی ویولن، کاسه یا بدنه آن است.
 
کاسه از صفحات چوبی ساخته شده و وظیفه اصلی آن تقویت و شکل‌دهی به ارتعاش سیم‌هاست.
 
کاسه ویولن از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود:
 
صفحه رویی
 
صفحه‌ای است که در قسمت بالایی ساز قرار دارد و معمولاً از چوب صنوبر کوهی یا اسپروس (Spruce) ساخته می‌شود.
 
صفحه زیرین
 
صفحه پشت ویولن است که در بسیاری از سازها از چوب افرا (Maple) ساخته می‌شود.
 
کلاف‌ها یا دیواره‌ها
 
دیواره‌های باریک اطراف ساز هستند که صفحه رویی و زیرین را به یکدیگر متصل می‌کنند.
 
برای نمونه، ویولن معروف نیکولو آماتی موجود در موزه متروپولیتن از اسپروس و افرا ساخته شده است. 
 
چرا ویولن این شکل خاص را دارد؟
 
شکل ساعت‌شنی ویولن فقط برای زیبایی نیست.
 
انحنای بدنه و طراحی قسمت‌های مختلف کاسه در نحوه ارتعاش صفحات و حرکت هوا داخل ساز تأثیر دارد.
 
فرم ویولن در طول تاریخ تغییراتی داشته، اما الگوی اصلی آن از مکتب سازسازی ایتالیایی قرن شانزدهم به بعد بسیار پایدار باقی مانده است. پژوهش‌های مربوط به شکل‌شناسی ویولن نیز نشان می‌دهند که فرم کلی ساز در طول تاریخ تغییرات بنیادی و پیوسته‌ای نداشته است. 
 
 
آرشه ویولن چیست؟
 
آرشه یکی از مهم‌ترین ابزارهای نوازنده ویولن است.
 
بدون آرشه، ویولن همچنان می‌تواند با روش‌هایی مانند پیتزیکاتو نواخته شود، اما بخش بزرگی از قابلیت‌های صوتی و بیانی ساز از طریق آرشه به دست می‌آید.
 
نوازنده با کشیدن موهای آرشه روی سیم، باعث ایجاد اصطکاک و در نتیجه ارتعاش سیم می‌شود.
 
کیفیت صدا به عواملی مانند:
 
* سرعت حرکت آرشه
* میزان فشار آرشه
* محل تماس آرشه با سیم
* زاویه آرشه
* مقدار موی آرشه روی سیم
* کنترل دست راست
 
وابسته است.
 
حتی پژوهش‌های جدید در زمینه آموزش نوازندگی ویولن نیز فشار، سرعت و موقعیت آرشه را از متغیرهای مهم در تولید صدای مناسب می‌دانند.
 
ساختمان آرشه ویولن
 
آرشه از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده است.
 
مهم‌ترین قسمت‌های آن عبارت‌اند از:
 
۱. چوب یا Stick
 
قسمت اصلی و بلند آرشه است.
 
آرشه‌های حرفه‌ای سنتی معمولاً با چوب پرنامبوکو (Pernambuco) ساخته می‌شوند، اگرچه امروزه آرشه‌های ساخته‌شده از مواد دیگری مانند کربن‌فایبر نیز وجود دارند.
 
موزه متروپولیتن نمونه‌های تاریخی متعددی از آرشه‌های فرانسوی را ثبت کرده که از پرنامبوکو و موی اسب ساخته شده‌اند. 
 
۲. موی آرشه
 
موهای آرشه معمولاً از موی دم اسب تهیه می‌شوند.
 
این موها همان قسمتی هستند که با سیم ویولن تماس پیدا می‌کنند.
 
برای ایجاد اصطکاک مناسب، نوازنده روی موهای آرشه کالیفون (Rosin) می‌زند.
 
۳. Frog یا پاشنه آرشه
 
قسمتی است که نوازنده آن را در دست می‌گیرد.
 
فراگ معمولاً از آبنوس ساخته می‌شود و مکانیزم تنظیم کشش موی آرشه نیز در همین قسمت قرار دارد.
 
۴. پیچ آرشه
 
با چرخاندن پیچ انتهایی، میزان کشش موی آرشه تغییر می‌کند.
 
هنگام نواختن معمولاً موها باید به اندازه‌ای کشیده باشند که کنترل مناسبی داشته باشند، اما پس از پایان تمرین باید کشش آنها کاهش پیدا کند.
 
۵. نوک آرشه یا Tip
 
قسمت جلویی آرشه است که موهای آرشه در آن مهار می‌شوند.
 
این قسمت حساس است و ضربه خوردن آن می‌تواند باعث آسیب جدی به آرشه شود.
 
چرا موی آرشه زبر می‌شود؟
 
موی طبیعی آرشه به تنهایی اصطکاک بسیار زیادی با سیم ندارد.
 
به همین دلیل نوازنده از ماده‌ای به نام کالیفون یا رزین (Rosin) استفاده می‌کند.
 
کالیفون باعث افزایش اصطکاک بین موهای آرشه و سیم می‌شود و به این ترتیب موها می‌توانند سیم را گرفته و به ارتعاش درآورند.
 
البته استفاده بیش از حد از کالیفون نیز مناسب نیست؛ زیرا باعث تجمع گرد کالیفون روی ساز و سیم‌ها می‌شود.
 
 
آرشه‌های قدیمی چه تفاوتی با آرشه امروزی داشتند؟
 
آرشه ویولن در طول تاریخ مانند خود ویولن تغییر کرده است.
 
آرشه‌های قدیمی‌تر معمولاً از نظر شکل، تعادل، کشش و طراحی با آرشه‌های مدرن تفاوت داشتند.
 
در قرن هجدهم و به‌خصوص با پیشرفت مکتب آرشه‌سازی فرانسه، طراحی آرشه به شکل امروزی نزدیک‌تر شد.
 
در موزه متروپولیتن نمونه‌هایی از آرشه‌های قرن هجدهم و نوزدهم وجود دارد که تغییرات تدریجی در شکل چوب، فراگ، نوک آرشه و سایر اجزا را نشان می‌دهند.
یکی از نام‌های بسیار مهم در تکامل آرشه مدرن فرانسوا تورته (François Tourte) است که در شکل‌گیری استانداردهای آرشه مدرن نقش بسیار مهمی داشت.
 
آرشه چقدر در صدای ویولن تأثیر دارد؟
 
گاهی هنرجویان تصور می‌کنند که برای داشتن صدای خوب فقط باید یک ویولن مناسب داشته باشند؛ اما آرشه نیز نقش بسیار مهمی در کیفیت نوازندگی دارد.
 
دو نوازنده می‌توانند یک ویولن یکسان را با دو آرشه متفاوت بنوازند و نتیجه صوتی و حسی متفاوتی به دست آورند.
 
آرشه مناسب می‌تواند به نوازنده کمک کند تا:
 
* صدای تمیزتری تولید کند
* کنترل بیشتری روی دینامیک داشته باشد
* اجرای لگاتو را راحت‌تر انجام دهد
* آرشه‌کشی روان‌تری داشته باشد
* تکنیک‌هایی مانند اسپیکاتو و دتاشه را بهتر اجرا کند
* کنترل بهتری روی فشار و سرعت آرشه داشته باشد

اجرای آهنگ فولکلور خراسانی | گیتاله له

مقام شاختایی یکی از اصیل‌ترین و در عین حال رازآلودترین مقام‌های موسیقی شمال خراسان است. برخلاف مقام‌هایی مانند «نوایی» یا «گرایلی» که درباره منشأ و کارکردشان پژوهش‌های بیشتری انجام شده، درباره شاختایی منابع مکتوب کمتری وجود دارد و بخش بزرگی از شناخت ما از آن، از طریق روایت سینه‌به‌سینه‌ی بخشی‌ها به دست آمده است. 
 
جایگاه شاختایی در موسیقی بخشی‌های خراسان
 
در موسیقی شمال خراسان، چند مقام اصلی وجود دارد که به آن‌ها «شاه‌مقام» نیز گفته می‌شود؛ از جمله:
 
* نوایی
* تجنیس
* گرایلی
* شاختایی
* بلبل
 
هر کدام از این مقام‌ها شاخه‌ها و روایت‌های متعددی دارند و بخشی‌ها بسته به موضوع داستان یا شعر، یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند. شاختایی یکی از همین شاه‌مقام‌هاست و در کنار نوایی و گرایلی، جایگاه ویژه‌ای در رپرتوار بخشی‌ها دارد. 
 
ریشه نام «شاختایی»
 
درباره منشأ نام «شاختایی» اتفاق نظر وجود ندارد و چند دیدگاه مطرح شده است:
 
* برخی پژوهشگران معتقدند واژه «شاختایی» با «جغتایی (چغتایی)» ارتباط دارد؛ یعنی به حوزه فرهنگی و زبانی ترکان جغتایی در آسیای میانه. از آنجا که موسیقی شمال خراسان قرن‌ها با فرهنگ ترکمن، ازبک و اقوام ترک‌زبان در ارتباط بوده، این احتمال از نظر تاریخی قابل توجه است، اما سند قطعی برای آن وجود ندارد. 
* برخی دیگر معتقدند این نام صرفاً نام یک مقام قدیمی است که معنای اولیه آن در گذر زمان فراموش شده و تنها در سنت بخشی‌ها باقی مانده است.
 
بنابراین، درباره ریشه واژه شاختایی هنوز نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.
 
قدمت مقام
 
شاختایی احتمالاً چند صد سال قدمت دارد. این مقام در دوره‌ای شکل گرفته که شمال خراسان محل زندگی و تعامل اقوام مختلف از جمله:
 
* کرمانج‌های خراسان،
* ترک‌های خراسان،
* ترکمن‌ها،
* و فارسی‌زبانان
 
بوده است. همین تنوع قومی باعث شده موسیقی این منطقه ویژگی‌های مشترکی با موسیقی آسیای میانه پیدا کند. 
 
چرا بیشتر شعرهای شاختایی حالت حکمت دارند؟
 
برخلاف مقام‌هایی که برای روایت داستان‌های عاشقانه مانند «اصلی و کرم» یا «طاهر و زهره» استفاده می‌شوند، شاختایی بیشتر حامل پیام‌های اخلاقی، اجتماعی و فلسفی است.
 
برای نمونه:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
 
این فقط خطاب به یک پادشاه نیست؛ بلکه در فرهنگ شفاهی خراسان، نمادی از این اندیشه است که اگر صاحب قدرت عدالت نداشته باشد، جامعه از هم می‌پاشد.
 
یا:
 
خانه نزدیک دریا زود ویران می‌شود
 
که کنایه‌ای از زندگی در معرض خطر و ناپایداری دنیا است.
 
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، شاختایی را مقامی مناسب برای «پند، اندرز و حکمت» می‌دانند. 
 
ویژگی موسیقایی
 
از دیدگاه موسیقی، شاختایی معمولاً این خصوصیات را دارد:
 
* شروعی آرام و باوقار
* ملودی‌های کشیده و تأمل‌برانگیز
* تحریرهای نسبتاً محدود اما عمیق
* آزادی ریتم در آغاز و سپس منظم‌تر شدن جمله‌ها
* تأکید بر بیان شعر، نه نمایش تکنیک نوازندگی
 
در اجرای بخشی‌ها، دوتار تقریباً مانند یک راوی دوم عمل می‌کند و میان جمله‌های آوازی پاسخ می‌دهد؛ گویی ساز و خواننده با هم گفت‌وگو می‌کنند. 
 
نقش بخشی‌ها
 
شاختایی را نمی‌توان از بخشی‌ها جدا دانست. بخشی فقط نوازنده نیست؛ او:
 
* شاعر،
* خواننده،
* راوی داستان،
* حافظ تاریخ شفاهی،
* و گاه داور اخلاقی جامعه است.
 
وقتی بخشی مقام شاختایی را اجرا می‌کند، هدفش صرفاً اجرای یک ملودی نیست؛ بلکه انتقال تجربه، حکمت و جهان‌بینی نسل‌های گذشته است. به همین دلیل، ممکن است یک بخشی ده‌ها بیت متفاوت را روی همین مقام بخواند و هر اجرا با اجرای دیگر تفاوت داشته باشد. 
 
تا جایی که منابع مکتوب و آرشیوهای موجود نشان می‌دهند، «شعر کامل» و واحدی برای مقام شاختایی وجود ندارد. دلیلش این است که شاختایی، مانند بسیاری از مقام‌های بخشی‌های خراسان، یک ملودی (مقام) است، نه یک شعر ثابت. هر بخشی بسته به مجلس، مخاطب و روایت، ابیات مختلفی را روی این مقام می‌خواند. به همین دلیل، چیزی به نام «نسخهٔ رسمی و کامل شعر شاختایی» در منابع معتبر ثبت نشده است. 
 
آنچه امروزه بیشتر از همه در اجراهای بخشی‌ها و خوانندگان محلی تکرار می‌شود، مجموعه‌ای از ابیات حکمی است که معمولاً به این صورت آغاز می‌شود:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
خانهٔ نزدیک دریا، زود ویران می‌شود
 
و در برخی روایت‌ها این ابیات نیز پیش از آن یا پس از آن خوانده می‌شوند:
 
ابر اگر از قبله خیزد، سخت باران می‌شود
 
یک نصیحت با تو دارم، تو به کس ظاهر مکن
 
راز خود با هر کسی هرگز مگو ای هوشیار
چون که دیوار موش دارد، موش هم گوشی دارد
 
هر درختی را ثمر باشد، ثمر بی‌ریشه نیست
هر که بی‌اصل است آخر، بی‌سروسامان شود
 
مرد دانا با خرد، هرگز نگوید هر سخن
گوهر اندر صدف، از قدر خود پنهان شود
 
این ابیات در اجراهای مختلف کم‌وزیاد می‌شوند و ترتیبشان نیز ثابت نیست. برخی بخشی‌ها تنها چهار یا پنج بیت می‌خوانند و برخی دیگر ده‌ها بیت را با همان ملودی ادامه می‌دهند. 
 
نکته مهم دیگری هم وجود دارد که معمولاً باعث سردرگمی می‌شود:
 
* شاه‌ختاییِ آذربایجان و قشقایی با اشعار منسوب به شاه اسماعیل ختایی اجرا می‌شود.
* اما شاختاییِ شمال خراسان که با دوتار بخشی‌ها نواخته می‌شود، لزوماً از اشعار شاه اسماعیل ختایی نیست و بیشتر بر پایهٔ ادبیات شفاهی و ابیات حکمی شکل گرفته است. این دو به‌دلیل شباهت نام، گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند. 
 
 

Bm7                 Em7

من آهوی زخمی، تو تای گیاهی، تو تای گیاهی ای جان

Bm7                 Em7

منم ابر شیطان، تو فصل گناهی، تو فصل گناهی ای وای

D7        G

من احساس برخورد باران به خاکم

G                      Bm7

من احساس برخورد باران به خاکم

Bm7                 C

منم شوق مستی که در جان تاکم

D7                    G

گیاهم که تشنه ی                        نسیم پگاهم

Em7                 C

گیاهم که تشنه ی                          نسیم پگاهم

Em7

کویرم، کویرم

D7              G

کویرم که از عشق باران هلاکم

Em7                 C

که از عشق باران هلاکم

***

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Em7                 D7

شاه اگر عادل نباشد مُلک ویران می شود

Em7     Bm7                             C

خانه نزدیک دریا زود ویران می شود ،  

***

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

Em7                 C

غصه دیوانه را مرد عاقل می خورد  ،   مرد عاقل می خورد

 

اجرای آهنگ خوشا فصلی | لبخند | باساز گیتاله له

این ترانه با نام «لبخند» شناخته می‌شود و بسیاری آن را با مصرع آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» می‌شناسند. درباره تاریخ دقیق سرایش و داستان شکل‌گیری این اثر، روایت‌های مختلفی وجود دارد و اطلاعات مستند محدودی منتشر شده است؛ بنابراین در متن زیر تنها به مواردی اشاره شده که با منابع موجود سازگار هستند و از بیان روایت‌های تأییدنشده پرهیز شده است.
 
ترانه «لبخند» (خوشا فصلی)؛ شاهکاری ماندگار از ابراهیم منصفی (رامی)
 
مقدمه
 
در میان آثار ماندگار موسیقی جنوب ایران، کمتر ترانه‌ای را می‌توان یافت که مانند «لبخند» با مصرع آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» توانسته باشد طی چند دهه همچنان در ذهن مخاطبان باقی بماند. این اثر از ساخته‌های زنده‌یاد ابراهیم منصفی، مشهور به رامی، است؛ هنرمندی که با شعر، موسیقی و نگاه متفاوت خود، جایگاهی ویژه در فرهنگ و هنر هرمزگان به دست آورد.
 
«لبخند» تنها یک ترانه عاشقانه نیست، بلکه اثری سرشار از امید، زندگی، دوستی و آرزوی روزهایی روشن‌تر است. همین ویژگی باعث شده است که این اثر بارها توسط هنرمندان مختلف بازخوانی شود و همچنان در اجراهای موسیقی جنوب ایران شنیده شود.
 
 
 
ابراهیم منصفی (رامی) که بود؟
 
ابراهیم منصفی (۱۳۲۴–۱۳۷۶) شاعر، ترانه‌سرا، آهنگساز، خواننده و نوازنده اهل بندرعباس بود. او را بسیاری با نام هنری «رامی» می‌شناسند؛ هنرمندی که آثارش تلفیقی از موسیقی بومی جنوب، شعر معاصر و احساسات عمیق انسانی است.
 
رامی در طول زندگی خود آثار متعددی خلق کرد که بسیاری از آن‌ها پس از درگذشتش بیش از گذشته شناخته شدند. او در شعرهایش از عشق، تنهایی، دریا، مردم جنوب، طبیعت و دغدغه‌های اجتماعی سخن می‌گفت و همین موضوع باعث شد آثارش هویتی کاملاً شخصی و ماندگار پیدا کنند.
 
 
 
داستان ترانه «لبخند»
 
ترانه «لبخند» یکی از مشهورترین آثار ابراهیم منصفی است. بسیاری این اثر را با جمله آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» می‌شناسند.
 
فضای کلی شعر، نویدبخش رسیدن روزهایی بهتر است. شاعر از فصلی سخن می‌گوید که در آن غم و اندوه جایی ندارد و انسان‌ها می‌توانند با عشق، آرامش و همدلی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
 
اگرچه درباره زمان دقیق سرایش این اثر روایت‌های مختلفی وجود دارد، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پیام امیدبخش و انسانی شعر است؛ پیامی که سبب شده ترانه پس از سال‌ها همچنان تازه و شنیدنی باقی بماند.
 
 
 
مفهوم شعر «خوشا فصلی»
 
یکی از ویژگی‌های مهم آثار ابراهیم منصفی، استفاده از تصویرسازی‌های ساده اما عمیق است. در ترانه «لبخند» نیز شاعر از عناصر طبیعت برای انتقال مفاهیم انسانی استفاده می‌کند.
 
فصل در این شعر تنها یک زمان از سال نیست، بلکه نمادی از دوره‌ای تازه در زندگی انسان است.
 
بهار نماد امید، عشق، دوستی و آغاز دوباره است.
 
در مقابل، خزان استعاره‌ای از غم، جدایی، ناامیدی و روزهای سخت به شمار می‌رود.
 
به همین دلیل، عبور از خزان و رسیدن به بهار در این ترانه، تنها تغییر فصل نیست؛ بلکه نمادی از عبور انسان از رنج به آرامش است.
 
 
زبان ساده اما تأثیرگذار
 
یکی از دلایل محبوبیت آثار رامی، سادگی زبان اوست.
 
در شعر «لبخند» خبری از واژه‌های دشوار یا پیچیدگی‌های ادبی نیست، اما همین سادگی باعث می‌شود مخاطب به راحتی با شعر ارتباط برقرار کند.
 
رامی احساسات را همان‌گونه که هستند بیان می‌کند؛ بدون اغراق و بدون تکلف.
 
همین صداقت، مهم‌ترین ویژگی آثار او محسوب می‌شود.
 
 
 
موسیقی ترانه «لبخند»
 
ملودی این اثر نیز مانند شعر آن، آرام، روان و صمیمی است.
 
در ساخت موسیقی، تأثیر موسیقی بومی جنوب ایران کاملاً شنیده می‌شود. استفاده از فضای موسیقی هرمزگان در کنار شعر فارسی، هویتی منحصر‌به‌فرد به این اثر داده است.
 
در بسیاری از اجراهای امروزی نیز همین ویژگی حفظ شده و نوازندگان تلاش کرده‌اند حال‌وهوای اصیل جنوب را در بازخوانی‌ها زنده نگه دارند.
 
 
 
چرا این ترانه هنوز محبوب است؟
 
پس از گذشت سال‌ها، «لبخند» همچنان یکی از محبوب‌ترین آثار ابراهیم منصفی محسوب می‌شود.
 
دلایل این ماندگاری عبارت‌اند از:
 
* شعری ساده اما عمیق
* پیام امید و عشق
* ملودی آرام و دلنشین
* هویت بومی جنوب ایران
* اجرای صمیمی و صادقانه
* قابلیت همخوانی در اجراهای گروهی
 
بازخوانی‌های مختلف
 
محبوبیت این اثر باعث شده است که خوانندگان و گروه‌های موسیقی متعددی آن را اجرا کنند.
 
هرچند نسخه اصلی همچنان برای بسیاری از مخاطبان ارزش ویژه‌ای دارد، اما بازخوانی‌های جدید نیز موجب شده نسل جوان با آثار ابراهیم منصفی آشنا شود.
 
این بازاجراها نقش مهمی در حفظ میراث موسیقایی جنوب ایران داشته‌اند.
 
 
تأثیر ابراهیم منصفی بر موسیقی جنوب
 
نام ابراهیم منصفی تنها به دلیل چند ترانه مشهور در تاریخ موسیقی ایران ثبت نشده است.
 
او از نخستین هنرمندانی بود که توانست موسیقی و ادبیات جنوب را با نگاهی نو به مخاطبان سراسر ایران معرفی کند.
 
آثار او الهام‌بخش بسیاری از خوانندگان و ترانه‌سرایان جنوبی بوده و هنوز هم در جشنواره‌ها، اجراهای محلی و کنسرت‌های موسیقی جنوب شنیده می‌شوند.
 

 
 

A Dm

خوشا فصلی که دور از غم همه کس شونه وا شونه

Dm A7

دست وا دست سایه وا سایه شو ارفته خونه وا خونه

A Dm

بدو پیشم بدو پیشم بدو ای نوش و مونیشم

Dm A7

بدو ای اخرین عشقم دوا دا دل ریشم

F C Gm D

خزون زرد اون سالون نوبتی تمومن

Dm A7 A Bb

بهار از راه ارسیدن زندگی چه جونن

A Dm

بیاین وا هم بشیم یاور همه همراه همباور

Dm A7

دلو راه شو بشت با هم جدا نبود دل از دلبر

آموزش ویولن؛ هر چیزی که کاش قبل از شروع یادگیری ویولن می‌دانستم

آموزش ویولن : نکات مهم پیش از شروع یادگیری ویولن

مقدمه

اگر چند ماه است که یادگیری ویولن را شروع کرده‌اید، احتمالاً بعضی روزها از صدای سازتان لذت می‌برید و بعضی روزها هم با خودتان فکر می‌کنید: «نکند من برای ویولن استعداد ندارم؟»
اگر این حس را دارید، خبر خوب این است که تقریباً تمام نوازندگان ویولن، حتی حرفه‌ای‌ترین آن‌ها، روزی دقیقاً همین احساس را تجربه کرده‌اند.

فهرست مطالب

واقعیت این است که ویولن یکی از سخت‌ترین سازها برای شروع است. برخلاف پیانو که با فشردن یک کلاویه صدای درست تولید می‌شود، در ویولن همه چیز به خود نوازنده بستگی دارد؛ از جای دقیق انگشت گرفته تا زاویه آرشه، فشار دست، سرعت حرکت آرشه و حتی نحوه ایستادن.
به همین دلیل، اگر ماه‌های اول برایتان سخت است، اتفاق عجیبی نیفتاده؛ شما دقیقاً در مسیر طبیعی یادگیری قرار دارید.
در این مقاله می‌خواهم از تجربه سال‌ها تدریس ویولن، نکاتی را با شما در میان بگذارم که دانستن آن‌ها می‌تواند مسیر یادگیری را بسیار ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر کند.

اولین نکته؛ از صدای بد ویولن نترسید

یکی از بزرگ‌ترین دلایل ناامیدی هنرجویان این است که تصور می‌کنند باید از همان هفته‌های اول صدایی شبیه نوازندگان حرفه‌ای تولید کنند.
اما اجازه بدهید خیالتان را راحت کنم.
اگر آرشه روی سیم صدا می‌دهد، اگر گاهی صدای خش‌دار می‌شنوید یا نت‌ها کاملاً دقیق نیستند، این نشانه بی‌استعدادی شما نیست؛ بلکه بخشی از روند طبیعی آموزش ویولن است.
در واقع، مغز شما هم‌زمان در حال یاد گرفتن چند مهارت مختلف است؛ کنترل دست راست، کنترل دست چپ، حفظ تعادل بدن، خواندن نت و شنیدن دقیق صدا. طبیعی است که این فرآیند زمان بخواهد.
پس به جای اینکه از صدای امروزتان ناراحت شوید، آن را با صدای ماه گذشته مقایسه کنید.

بیشتر تمرین نکنید؛ بهتر تمرین کنید

یکی از جمله‌هایی که زیاد از هنرجویان می‌شنوم این است:
«استاد، من دیروز دو ساعت تمرین کردم.»
اما سؤال مهم‌تر این است که آن دو ساعت را چگونه تمرین کرده‌اید؟
گاهی ۳۰ دقیقه تمرین با تمرکز، نتیجه‌ای بسیار بهتر از دو ساعت تمرین بی‌هدف دارد.
وقتی تمرین می‌کنید، سعی کنید واقعاً حضور ذهن داشته باشید. اگر فقط قطعه را از اول تا آخر تکرار کنید، احتمال دارد اشتباهاتتان هم بارها تکرار شوند و کم‌کم به عادت تبدیل شوند.
تمرین خوب یعنی اینکه هر بار بدانید دقیقاً قرار است چه چیزی را بهتر کنید؛ شاید امروز فقط روی حرکت آرشه تمرکز کنید، فردا روی ریتم و روز بعد روی تمیزی صدای نت‌ها.

تمرین روزانه، معجزه‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود

اگر از من بپرسید مهم‌ترین راز پیشرفت در ویولن چیست، بدون تردید می‌گویم: استمرار.
لازم نیست هر روز چند ساعت وقت بگذارید. حتی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تمرین منظم، تأثیر بسیار بیشتری از سه ساعت تمرین در آخر هفته دارد.
بدن و ذهن ما مهارت‌های حرکتی را با تکرار مداوم یاد می‌گیرند، نه با تمرین‌های سنگین و پراکنده.

آرشه، قلب صدای ویولن است

بیشتر هنرجویان تمام حواسشان به انگشت‌های دست چپ است؛ اینکه نت درست باشد یا نه.
اما حقیقت این است که کیفیت صدای ویولن، بیشتر از هر چیز به آرشه بستگی دارد.
اگر آرشه صاف حرکت نکند، اگر فشار آن روی سیم زیاد یا کم باشد یا سرعتش کنترل نشود، حتی با درست‌ترین انگشت‌گذاری هم صدای دلنشینی نخواهید داشت.
به همین دلیل، از تمرین‌های ساده آرشه‌کشی خسته نشوید. شاید در نگاه اول جذاب نباشند، اما همین تمرین‌ها پایه صدای زیبای آینده شما را می‌سازند.

آرام نواختن، نشانه ضعف نیست

بعضی هنرجویان دوست دارند خیلی زود قطعات را با سرعت اصلی اجرا کنند.
اما سرعت بالا، معمولاً اشتباهات را پنهان می‌کند.
اگر بتوانید یک قطعه را خیلی آهسته، با صدای تمیز، ریتم درست و انگشت‌گذاری صحیح اجرا کنید، افزایش سرعت دیگر کار سختی نخواهد بود.
تقریباً همه نوازندگان حرفه‌ای، بخش زیادی از تمرین روزانه خود را با سرعت پایین انجام می‌دهند.

مترونوم را دشمن خود ندانید

خیلی از هنرجویان از صدای مترونوم فرار می‌کنند!
در حالی که مترونوم یکی از بهترین دوستان یک نوازنده است.
تمرین با مترونوم باعث می‌شود ریتم در ذهن شما تثبیت شود و هنگام نوازندگی با گروه یا اجرای صحنه‌ای، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

فقط تمرین نکنید؛ زیاد گوش بدهید

اگر می‌خواهید صدای خوبی از ویولن بگیرید، باید هر روز صدای خوب بشنوید.

به اجراهای نوازندگان بزرگ گوش کنید.

نه برای اینکه خودتان را با آن‌ها مقایسه کنید، بلکه برای اینکه گوش شما کم‌کم با صدای استاندارد ویولن آشنا شود.
هرچه گوش موسیقایی قوی‌تر شود، سریع‌تر متوجه اشتباهات خودتان خواهید شد.

از سازتان مراقبت کنید

ویولن، وسیله‌ای نیست که فقط آن را بنوازید و کنار بگذارید.
بعد از هر تمرین، چند دقیقه زمان بگذارید و رزین باقی‌مانده روی سیم‌ها و بدنه را با یک پارچه نرم پاک کنید.
آرشه را شل کنید، ساز را داخل جعبه قرار دهید و آن را در معرض گرمای شدید، سرمای زیاد یا رطوبت قرار ندهید.
همین عادت‌های ساده، عمر ساز شما را چندین سال افزایش می‌دهند.

مقایسه، بزرگ‌ترین دشمن انگیزه است

این روزها با چند کلیک می‌توان اجراهای فوق‌العاده نوازندگان حرفه‌ای را در اینستاگرام یا یوتیوب دید.
دیدن این اجراها الهام‌بخش است، اما اگر باعث شود خودتان را با کسی که ده یا بیست سال تمرین کرده مقایسه کنید، فقط انگیزه‌تان را از بین می‌برد.
تنها مقایسه مفید این است که ببینید امروز نسبت به یک ماه قبل چه پیشرفتی کرده‌اید.

اگر اشتباه می‌کنید، یعنی در حال یادگیری هستید

گاهی هنرجویان از اشتباه کردن می‌ترسند.
اما واقعیت این است که یادگیری دقیقاً از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که اشتباهات را می‌بینید و برای اصلاح آن‌ها وقت می‌گذارید.
هیچ نوازنده‌ای بدون اشتباه، حرفه‌ای نشده است.
پس به جای ناراحت شدن از اشتباهات، آن‌ها را به عنوان بخشی از مسیر یادگیری بپذیرید.

حرف آخر

اگر بخواهم تنها یک توصیه برای هنرجویان مبتدی ویولن داشته باشم، آن توصیه این است که عجله نکنید.
یادگیری ویولن شبیه دویدن سرعت نیست؛ بیشتر شبیه کاشتن یک درخت است.
شاید در هفته‌های اول تغییر بزرگی نبینید، اما اگر هر روز کمی تمرین کنید، چند ماه بعد متوجه خواهید شد که صدای سازتان، کنترل آرشه، دقت انگشت‌ها و حتی اعتماد به نفستان، کاملاً با روزهای اول فرق کرده است.
از مسیر یادگیری لذت ببرید، سؤال بپرسید، تمرین منظم داشته باشید و اجازه دهید زمان، مهم‌ترین معلم شما باشد.
هر نوازنده حرفه‌ای که امروز روی صحنه می‌بینید، روزی دقیقاً از همان جایی شروع کرده که شما امروز ایستاده‌اید
 

اپلیکیشن تشخیص گام آهنگ