آرشیو دسته بندی: فایل های دانلودی

آهوی زخمی / محلی خراسانی/اجرای گیتاله له

مقام شاختایی یکی از اصیل‌ترین و در عین حال رازآلودترین مقام‌های موسیقی شمال خراسان است. برخلاف مقام‌هایی مانند «نوایی» یا «گرایلی» که درباره منشأ و کارکردشان پژوهش‌های بیشتری انجام شده، درباره شاختایی منابع مکتوب کمتری وجود دارد و بخش بزرگی از شناخت ما از آن، از طریق روایت سینه‌به‌سینه‌ی بخشی‌ها به دست آمده است. 
 
جایگاه شاختایی در موسیقی بخشی‌های خراسان
 
در موسیقی شمال خراسان، چند مقام اصلی وجود دارد که به آن‌ها «شاه‌مقام» نیز گفته می‌شود؛ از جمله:
 
* نوایی
* تجنیس
* گرایلی
* شاختایی
* بلبل
 
هر کدام از این مقام‌ها شاخه‌ها و روایت‌های متعددی دارند و بخشی‌ها بسته به موضوع داستان یا شعر، یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند. شاختایی یکی از همین شاه‌مقام‌هاست و در کنار نوایی و گرایلی، جایگاه ویژه‌ای در رپرتوار بخشی‌ها دارد. 
 
ریشه نام «شاختایی»
 
درباره منشأ نام «شاختایی» اتفاق نظر وجود ندارد و چند دیدگاه مطرح شده است:
 
* برخی پژوهشگران معتقدند واژه «شاختایی» با «جغتایی (چغتایی)» ارتباط دارد؛ یعنی به حوزه فرهنگی و زبانی ترکان جغتایی در آسیای میانه. از آنجا که موسیقی شمال خراسان قرن‌ها با فرهنگ ترکمن، ازبک و اقوام ترک‌زبان در ارتباط بوده، این احتمال از نظر تاریخی قابل توجه است، اما سند قطعی برای آن وجود ندارد. 
* برخی دیگر معتقدند این نام صرفاً نام یک مقام قدیمی است که معنای اولیه آن در گذر زمان فراموش شده و تنها در سنت بخشی‌ها باقی مانده است.
 
بنابراین، درباره ریشه واژه شاختایی هنوز نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.
 
قدمت مقام
 
شاختایی احتمالاً چند صد سال قدمت دارد. این مقام در دوره‌ای شکل گرفته که شمال خراسان محل زندگی و تعامل اقوام مختلف از جمله:
 
* کرمانج‌های خراسان،
* ترک‌های خراسان،
* ترکمن‌ها،
* و فارسی‌زبانان
 
بوده است. همین تنوع قومی باعث شده موسیقی این منطقه ویژگی‌های مشترکی با موسیقی آسیای میانه پیدا کند. 
 
چرا بیشتر شعرهای شاختایی حالت حکمت دارند؟
 
برخلاف مقام‌هایی که برای روایت داستان‌های عاشقانه مانند «اصلی و کرم» یا «طاهر و زهره» استفاده می‌شوند، شاختایی بیشتر حامل پیام‌های اخلاقی، اجتماعی و فلسفی است.
 
برای نمونه:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
 
این فقط خطاب به یک پادشاه نیست؛ بلکه در فرهنگ شفاهی خراسان، نمادی از این اندیشه است که اگر صاحب قدرت عدالت نداشته باشد، جامعه از هم می‌پاشد.
 
یا:
 
خانه نزدیک دریا زود ویران می‌شود
 
که کنایه‌ای از زندگی در معرض خطر و ناپایداری دنیا است.
 
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، شاختایی را مقامی مناسب برای «پند، اندرز و حکمت» می‌دانند. 
 
ویژگی موسیقایی
 
از دیدگاه موسیقی، شاختایی معمولاً این خصوصیات را دارد:
 
* شروعی آرام و باوقار
* ملودی‌های کشیده و تأمل‌برانگیز
* تحریرهای نسبتاً محدود اما عمیق
* آزادی ریتم در آغاز و سپس منظم‌تر شدن جمله‌ها
* تأکید بر بیان شعر، نه نمایش تکنیک نوازندگی
 
در اجرای بخشی‌ها، دوتار تقریباً مانند یک راوی دوم عمل می‌کند و میان جمله‌های آوازی پاسخ می‌دهد؛ گویی ساز و خواننده با هم گفت‌وگو می‌کنند. 
 
نقش بخشی‌ها
 
شاختایی را نمی‌توان از بخشی‌ها جدا دانست. بخشی فقط نوازنده نیست؛ او:
 
* شاعر،
* خواننده،
* راوی داستان،
* حافظ تاریخ شفاهی،
* و گاه داور اخلاقی جامعه است.
 
وقتی بخشی مقام شاختایی را اجرا می‌کند، هدفش صرفاً اجرای یک ملودی نیست؛ بلکه انتقال تجربه، حکمت و جهان‌بینی نسل‌های گذشته است. به همین دلیل، ممکن است یک بخشی ده‌ها بیت متفاوت را روی همین مقام بخواند و هر اجرا با اجرای دیگر تفاوت داشته باشد. 
 
تا جایی که منابع مکتوب و آرشیوهای موجود نشان می‌دهند، «شعر کامل» و واحدی برای مقام شاختایی وجود ندارد. دلیلش این است که شاختایی، مانند بسیاری از مقام‌های بخشی‌های خراسان، یک ملودی (مقام) است، نه یک شعر ثابت. هر بخشی بسته به مجلس، مخاطب و روایت، ابیات مختلفی را روی این مقام می‌خواند. به همین دلیل، چیزی به نام «نسخهٔ رسمی و کامل شعر شاختایی» در منابع معتبر ثبت نشده است. 
 
آنچه امروزه بیشتر از همه در اجراهای بخشی‌ها و خوانندگان محلی تکرار می‌شود، مجموعه‌ای از ابیات حکمی است که معمولاً به این صورت آغاز می‌شود:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
خانهٔ نزدیک دریا، زود ویران می‌شود
 
و در برخی روایت‌ها این ابیات نیز پیش از آن یا پس از آن خوانده می‌شوند:
 
ابر اگر از قبله خیزد، سخت باران می‌شود
 
یک نصیحت با تو دارم، تو به کس ظاهر مکن
 
راز خود با هر کسی هرگز مگو ای هوشیار
چون که دیوار موش دارد، موش هم گوشی دارد
 
هر درختی را ثمر باشد، ثمر بی‌ریشه نیست
هر که بی‌اصل است آخر، بی‌سروسامان شود
 
مرد دانا با خرد، هرگز نگوید هر سخن
گوهر اندر صدف، از قدر خود پنهان شود
 
این ابیات در اجراهای مختلف کم‌وزیاد می‌شوند و ترتیبشان نیز ثابت نیست. برخی بخشی‌ها تنها چهار یا پنج بیت می‌خوانند و برخی دیگر ده‌ها بیت را با همان ملودی ادامه می‌دهند. 
 
نکته مهم دیگری هم وجود دارد که معمولاً باعث سردرگمی می‌شود:
 
* شاه‌ختاییِ آذربایجان و قشقایی با اشعار منسوب به شاه اسماعیل ختایی اجرا می‌شود.
* اما شاختاییِ شمال خراسان که با دوتار بخشی‌ها نواخته می‌شود، لزوماً از اشعار شاه اسماعیل ختایی نیست و بیشتر بر پایهٔ ادبیات شفاهی و ابیات حکمی شکل گرفته است. این دو به‌دلیل شباهت نام، گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند. 
 
 

Bm7                 Em7

من آهوی زخمی، تو تای گیاهی، تو تای گیاهی ای جان

Bm7                 Em7

منم ابر شیطان، تو فصل گناهی، تو فصل گناهی ای وای

D7        G

من احساس برخورد باران به خاکم

G                      Bm7

من احساس برخورد باران به خاکم

Bm7                 C

منم شوق مستی که در جان تاکم

D7                    G

گیاهم که تشنه ی                        نسیم پگاهم

Em7                 C

گیاهم که تشنه ی                          نسیم پگاهم

Em7

کویرم، کویرم

D7              G

کویرم که از عشق باران هلاکم

Em7                 C

که از عشق باران هلاکم

***

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Em7                 D7

شاه اگر عادل نباشد مُلک ویران می شود

Em7     Bm7                             C

خانه نزدیک دریا زود ویران می شود ،  

***

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

Em7                 C

غصه دیوانه را مرد عاقل می خورد  ،   مرد عاقل می خورد

 

آموزش ویولن / جلسه 2

در ابتدای آموزش و یادگیری ویولن باید به چند نکته مهم برای شروع مد نظر داشت:

ساز سالم و بدون ایراد

بالشتک ویولن

ابعاد ویولن

راحتی در نگهداری ساز

تمرین ابتدایی و کار با مترونم

 

ساز سالم و بدون ایراد :

 یکی از نکات مهم در شروع نوازندگی ویولن داشتن سازی فارغ از ایراد و شکستگی و مشکل باشد.

ساز سالم و بدون ایراد چند نکته مهم دارد

اول اینکه وزن ساز باید به نحوی اندازه باشد که نوازنده در کنترل اون دچار مشکلی نباشد.

دوم اینکه دسته ساز در راستای خط صاف و بدون انحنا ، قوس و زاویه باشد.

ساز رگلاژ شده و درست باشد یعنی فاصله سیم تا فینگربرد و ابعاد خرک و تنظیم شیطانک به درستی انجام شده باشد و برای انگشت گذاری هنرجو فشار بسیار زیادی به انگشتان جهت گرفتن جای نت به روی دسته ویولن متحمل نشود.

سوم اینکه در پشت ساز ، قسمتی که دکمه مربوط به سیم گیر به بده متصل شده است / در این قسمت معمولا اتصالات از قبیل اتصال صفحه بالایی به پایینی در سازهای آموزشی به خاطر حمل و نقل اشتباه و یا فشار زیاد در حمل و نقل ویا کیفیت پایین چسب ها و پرس ضعیف از همدیگر باز میشوند ، در حین خرید ساز حتما به این نکته دقت بفرمایید که اتصالات صفحه بالا و پایین درست باشند.

 

بالشتک ویولن

در قدیم ویولن را بدون استفاده از بالشتک نگه میداشتند که برای افرادی که شانه های افتاده دارند نگهداری آن کاری بس دشوار است ، اما با گذشت زمان و به مرور ابزاری به ویولن اضافه شد به اسم بالشتک که کار کنترل ساز را برای نوازنده و هنرجوی ویولن مخصوصا در ابتدای کار راحت تر میکند.

خب طبیعتا فرم و ساختار پشت ویولن هیچ ارتباطی به شکل و فرم شانه فرد ندارد و این ابزار (بالشتک) باعث می شود انحنایی در پشت ویولن ایجاد شود که مطابق با شکل شانه هنرجو باشد.

در کلیپ آموزشی نحوه نصب ، استفاده و تنظیم شولدر یا همان بالشتک ویولن آمده است.

دقت کنید در تهیه شولدر حتما بایستی ساز مطابق با سایز ویولن باشد.

 

ابعاد ویولن

همانطور که اشاره شد شولدر یا همان بالشتک ویولن ابعاد و سایز بندی دارد ، خب طبیعتا ویولن هم دارای سایز بندی برای افراد مختلف  است ، به طور کلی سازهای جهانی ، اکثر سازهای زهی جهانی دارای ابعاد برای نگهداری راحت تر توسط نوازنده است ، خب ویولن هم ازین موضوع جدا نیست.

ویولن سایز بزرگسال 4/4 است به طبع ابعاد کوچکتر 4/3 و در ابعاد کوچک تر 2/1 ، 8/1 ، 16/1 برای خردسالان است

همانطور که گفته شد برای ویولنی با ساز خریداری شده بالشتکی با همان ابعاد نیز باید تهیه شود.

 

راحتی در نگهداری ساز

یکی از نکات بسیار مهم در شروع کار راحتی هنرجو در نگهداری ویولن است

بالشتک مناسب که دارای انحنای منطقی و درست باشد ، وزن مناسب ساز (سازهای غیر استاندارد به دلیل الگوی خود و نحوه ساخت از وزن زیاد تر از حد معمول تولید می شوند) که این موضوع باعث آزردگی هنرجوی ویولن در کنترل ساز می شود.

نکته بعدی زیرچانه (چین رست) ویولن است

در ابتدای تهیه ویولن همیشه زیرچانه ای روی ساز موجود است ، اما نکته اینجاست که این ابزار قابل تعویض است.

اگر بعد از مدتی تمرین و نوازندگی دچار آزردگی یا درد در ناحیه گردن یا حتی کبودی در ناحیه گردن شدید به خاطر پایه های فلزی و ناراحتی استفاده از زیرچونه ای برای بدن شماست.

برای بعضی از افراد استفاده ازین مدل زیرچونه ای ها بدون مشکل است ، اما بسیاری دیگر با آزردگی همراه است .

زیرچونه ای های ضد حساسیت به خاطر جنس خاصی که ساخته می شوند و اصلاح در شکل پایه های نگهدارنده تا حد زیادی این مشکل را برطرف می کند.

تمرین ابتدایی و کار با مترونم

 

در ابتدای کار همانطور که در کلیپ آموزشی بیان شده نحوه هماهنگی بین دست راست و کنترل ساز گفته شده است.

در ابتدا ما باید بتوانیم بدون فشار و بدون دخالت دست چپ ساز را راحت نگه داریم و آرشه ما به روی سیم بدون فشار اضافی که حاصل آن تولید صدای نرم و لطیف از ویولنمان خواهد بود ، اقدام کنیم

کنترل آرشه ، کنترل ساز

راحتی در نوازندگی و تمرین ابتدایی با مترنم و کنترل ریتم از جمله مواردی است که در کلیپ آموزشی بیان شده.

 

آموزش ویولن / جلسه 1

ویولن چیست؟
 
ویولن یکی از شناخته‌شده‌ترین سازهای زهی و آرشه‌ای در جهان است؛ سازی که صدای آن می‌تواند از لطیف و آرام تا پرقدرت و هیجان‌انگیز تغییر کند. این ساز در موسیقی کلاسیک، ارکستر، موسیقی فیلم، موسیقی فولکلور و بسیاری از سبک‌های موسیقی امروزی حضور دارد.
 
اما ویولنی که امروزه در دست نوازندگان می‌بینیم، حاصل چند قرن تحول در ساخت سازهای زهی و آرشه‌ای است. شکل امروزی ویولن در ایتالیا و به‌ویژه در شهر کرمونا (Cremona) شکل گرفت و استادان سازسازی ایتالیایی مانند خانواده آماتی، آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری نقش مهمی در تکامل آن داشتند. 
 
ویولن چیست؟
 
ویولن یک ساز زهی آرشه‌ای است که معمولاً چهار سیم دارد و نوازنده با حرکت دادن آرشه روی سیم‌ها، آنها را به ارتعاش درمی‌آورد.
 
سیم‌های ویولن از زیرترین به بم‌ترین عبارت‌اند از:
 
* می (E)
* لا (A)
* ر (D)
* سل (G)
 
این چهار سیم به صورت فاصله پنجم نسبت به یکدیگر کوک می‌شوند.
 
نوازنده معمولاً ویولن را روی شانه و زیر چانه قرار می‌دهد و با دست چپ، طول مؤثر سیم‌ها را تغییر می‌دهد. دست راست نیز آرشه را کنترل می‌کند.
 
یکی از ویژگی‌های مهم ویولن این است که برخلاف سازهایی مانند پیانو یا گیتار، روی دسته آن پرده‌بندی وجود ندارد. بنابراین نوازنده برای اجرای دقیق نت‌ها باید محل صحیح قرار گرفتن انگشتان را با دقت بسیار زیادی پیدا کند.
 
تاریخچه ویولن
 
ویولن از کجا آمده است؟
 
پاسخ به این سؤال که «ویولن دقیقاً در چه سالی اختراع شد؟» ساده نیست.
ویولن نتیجه تکامل تدریجی مجموعه‌ای از سازهای زهی و آرشه‌ای اروپایی است و نمی‌توان پیدایش آن را به یک مخترع یا یک سال مشخص نسبت داد.
 
با این حال، در قرن شانزدهم میلادی در شمال ایتالیا، سازهایی با ویژگی‌هایی بسیار نزدیک به ویولن امروزی ساخته شدند.
 
در میان شهرهای ایتالیا، کرمونا به مهم‌ترین مرکز ساخت ویولن تبدیل شد. پژوهش‌های موزه متروپولیتن نشان می‌دهد که آندره‌آ آماتی در اواسط قرن شانزدهم نقش مهمی در شکل‌گیری فرم استاندارد ویولن مدرن داشت.
بنابراین اگرچه نمی‌توان گفت «ویولن در یک روز و توسط یک نفر اختراع شد»، می‌توان گفت:
 
شکل مدرن ویولن در ایتالیای قرن شانزدهم، به‌خصوص در مکتب سازسازی کرمونا، تثبیت شد.
 
آندره‌آ آماتی؛ یکی از نخستین سازندگان مهم ویولن
 
آندره‌آ آماتی (Andrea Amati) از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ سازسازی ویولن است.
 
او در کرمونا فعالیت می‌کرد و از نخستین سازندگانی بود که فرم و ابعاد ویولن را به شکلی نزدیک به ساز امروزی تثبیت کرد.
 
یکی از ویولن‌های ساخته‌شده توسط آندره‌آ آماتی که امروزه در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود، حدود سال ۱۵۶۰ ساخته شده است. این ساز از قدیمی‌ترین ویولن‌های باقی‌مانده در جهان به شمار می‌رود. 
 
اهمیت آماتی فقط به سازهای خودش محدود نمی‌شود. سنتی که او در کرمونا شکل داد، در نسل‌های بعدی توسط خانواده آماتی و سازندگان بزرگی مانند آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری ادامه پیدا کرد.
 
کرمونا؛ زادگاه مکتب بزرگ ویولن‌سازی
 
شهر کرمونا در شمال ایتالیا را می‌توان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی ساخت ویولن در جهان دانست.
 
در قرن شانزدهم و هفدهم، سازندگان متعددی در این شهر فعالیت کردند و دانش سازسازی از استاد به شاگرد منتقل شد.
 
در حدود سال ۱۶۰۰، کرمونا به مرکز مهم و تقریباً بی‌رقیب ویولن‌سازی در اروپا تبدیل شده بود.
 
در این شهر، خانواده‌ها و استادان بزرگی مانند:
 
* آندره‌آ آماتی
* نیکولو آماتی
* آنتونیو استرادیواری
* جوزپه گوارنری «دل جزو»
 
به توسعه هنر ویولن‌سازی کمک کردند.
 
نیکولو آماتی و ادامه سنت کرمونا
 
نیکولو آماتی، نوه آندره‌آ آماتی، یکی از برجسته‌ترین سازندگان ویولن در قرن هفدهم بود.
 
سازهای او به طراحی زیبا، پاسخ‌دهی مناسب و صدای لطیف و شیرین مشهور بودند. کارگاه او همچنین محل آموزش و پرورش نسل جدیدی از سازندگان ویولن شد.
 
از شاگردان و وابستگان این سنت می‌توان به آندره‌آ گوارنری و سازندگان مهم دیگر اشاره کرد.
 
آندره‌آ آماتی؛ یکی از نخستین سازندگان مهم ویولن
 
آندره‌آ آماتی (Andrea Amati) از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ سازسازی ویولن است.
 
او در کرمونا فعالیت می‌کرد و از نخستین سازندگانی بود که فرم و ابعاد ویولن را به شکلی نزدیک به ساز امروزی تثبیت کرد.
 
یکی از ویولن‌های ساخته‌شده توسط آندره‌آ آماتی که امروزه در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود، حدود سال ۱۵۶۰ ساخته شده است. این ساز از قدیمی‌ترین ویولن‌های باقی‌مانده در جهان به شمار می‌رود. 
 
اهمیت آماتی فقط به سازهای خودش محدود نمی‌شود. سنتی که او در کرمونا شکل داد، در نسل‌های بعدی توسط خانواده آماتی و سازندگان بزرگی مانند آنتونیو استرادیواری و خانواده گوارنری ادامه پیدا کرد. 
 
کرمونا؛ زادگاه مکتب بزرگ ویولن‌سازی
 
شهر کرمونا در شمال ایتالیا را می‌توان یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی ساخت ویولن در جهان دانست.
 
در قرن شانزدهم و هفدهم، سازندگان متعددی در این شهر فعالیت کردند و دانش سازسازی از استاد به شاگرد منتقل شد.
 
در حدود سال ۱۶۰۰، کرمونا به مرکز مهم و تقریباً بی‌رقیب ویولن‌سازی در اروپا تبدیل شده بود.
در این شهر، خانواده‌ها و استادان بزرگی مانند:
 
* آندره‌آ آماتی
* نیکولو آماتی
* آنتونیو استرادیواری
* جوزپه گوارنری «دل جزو»
 
به توسعه هنر ویولن‌سازی کمک کردند.
 
نیکولو آماتی و ادامه سنت کرمونا
 
نیکولو آماتی، نوه آندره‌آ آماتی، یکی از برجسته‌ترین سازندگان ویولن در قرن هفدهم بود.
 
سازهای او به طراحی زیبا، پاسخ‌دهی مناسب و صدای لطیف و شیرین مشهور بودند. کارگاه او همچنین محل آموزش و پرورش نسل جدیدی از سازندگان ویولن شد.
 
از شاگردان و وابستگان این سنت می‌توان به آندره‌آ گوارنری و سازندگان مهم دیگر اشاره کرد.
 
درباره اینکه آنتونیو استرادیواری مستقیماً شاگرد نیکولو آماتی بوده یا نه، قطعیت تاریخی وجود ندارد؛ هرچند سازهای اولیه استرادیواری به‌وضوح تحت تأثیر سنت آماتی قرار داشتند.
 
آنتونیو استرادیواری؛ مشهورترین نام در تاریخ ویولن‌سازی
 
وقتی صحبت از ویولن‌های تاریخی و ارزشمند می‌شود، نام آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari) تقریباً همیشه مطرح است.
 
استرادیواری در کرمونا فعالیت می‌کرد و در طول زندگی حرفه‌ای خود بارها در شکل، ضخامت، قوس و تناسبات سازهایش آزمایش کرد.
 
او به‌خصوص در دوره‌ای حدود سال‌های ۱۷۰۰ تا ۱۷۲۰ تعدادی از مشهورترین سازهای خود را ساخت؛ دوره‌ای که معمولاً به عنوان دوره طلایی استرادیواری شناخته می‌شود.
 
امروزه صدها ساز ساخته‌شده در کارگاه استرادیواری باقی مانده‌اند و سازهای او همچنان موضوع پژوهش، نوازندگی و علاقه مجموعه‌داران هستند.
 
ویولن از چه قسمت‌هایی تشکیل شده است؟
 
ساختمان ویولن در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما هر قسمت آن نقش مهمی در تولید و انتقال صدا دارد.
 
مهم‌ترین بخش‌های ویولن عبارت‌اند از:
 
1. کاسه ساز
2. صفحه رویی
3. صفحه زیرین
4. دیواره‌ها یا کلاف‌ها
5. دسته
6. گریف یا Fingerboard
7. خرک
8. سیم‌ها
9. گوشی‌ها
10. سیم‌گیر
11. شیطانک
12. سوراخ‌های F شکل
13. ستون صوتی
14. Bass Bar یا باس‌بار
15. چانه‌گیر
 
در ادامه هر کدام را بررسی می‌کنیم.
 
کاسه ویولن
 
بخش اصلی ویولن، کاسه یا بدنه آن است.
 
کاسه از صفحات چوبی ساخته شده و وظیفه اصلی آن تقویت و شکل‌دهی به ارتعاش سیم‌هاست.
 
کاسه ویولن از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود:
 
صفحه رویی
 
صفحه‌ای است که در قسمت بالایی ساز قرار دارد و معمولاً از چوب صنوبر کوهی یا اسپروس (Spruce) ساخته می‌شود.
 
صفحه زیرین
 
صفحه پشت ویولن است که در بسیاری از سازها از چوب افرا (Maple) ساخته می‌شود.
 
کلاف‌ها یا دیواره‌ها
 
دیواره‌های باریک اطراف ساز هستند که صفحه رویی و زیرین را به یکدیگر متصل می‌کنند.
 
برای نمونه، ویولن معروف نیکولو آماتی موجود در موزه متروپولیتن از اسپروس و افرا ساخته شده است. 
 
چرا ویولن این شکل خاص را دارد؟
 
شکل ساعت‌شنی ویولن فقط برای زیبایی نیست.
 
انحنای بدنه و طراحی قسمت‌های مختلف کاسه در نحوه ارتعاش صفحات و حرکت هوا داخل ساز تأثیر دارد.
 
فرم ویولن در طول تاریخ تغییراتی داشته، اما الگوی اصلی آن از مکتب سازسازی ایتالیایی قرن شانزدهم به بعد بسیار پایدار باقی مانده است. پژوهش‌های مربوط به شکل‌شناسی ویولن نیز نشان می‌دهند که فرم کلی ساز در طول تاریخ تغییرات بنیادی و پیوسته‌ای نداشته است. 
 
 
آرشه ویولن چیست؟
 
آرشه یکی از مهم‌ترین ابزارهای نوازنده ویولن است.
 
بدون آرشه، ویولن همچنان می‌تواند با روش‌هایی مانند پیتزیکاتو نواخته شود، اما بخش بزرگی از قابلیت‌های صوتی و بیانی ساز از طریق آرشه به دست می‌آید.
 
نوازنده با کشیدن موهای آرشه روی سیم، باعث ایجاد اصطکاک و در نتیجه ارتعاش سیم می‌شود.
 
کیفیت صدا به عواملی مانند:
 
* سرعت حرکت آرشه
* میزان فشار آرشه
* محل تماس آرشه با سیم
* زاویه آرشه
* مقدار موی آرشه روی سیم
* کنترل دست راست
 
وابسته است.
 
حتی پژوهش‌های جدید در زمینه آموزش نوازندگی ویولن نیز فشار، سرعت و موقعیت آرشه را از متغیرهای مهم در تولید صدای مناسب می‌دانند.
 
ساختمان آرشه ویولن
 
آرشه از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده است.
 
مهم‌ترین قسمت‌های آن عبارت‌اند از:
 
۱. چوب یا Stick
 
قسمت اصلی و بلند آرشه است.
 
آرشه‌های حرفه‌ای سنتی معمولاً با چوب پرنامبوکو (Pernambuco) ساخته می‌شوند، اگرچه امروزه آرشه‌های ساخته‌شده از مواد دیگری مانند کربن‌فایبر نیز وجود دارند.
 
موزه متروپولیتن نمونه‌های تاریخی متعددی از آرشه‌های فرانسوی را ثبت کرده که از پرنامبوکو و موی اسب ساخته شده‌اند. 
 
۲. موی آرشه
 
موهای آرشه معمولاً از موی دم اسب تهیه می‌شوند.
 
این موها همان قسمتی هستند که با سیم ویولن تماس پیدا می‌کنند.
 
برای ایجاد اصطکاک مناسب، نوازنده روی موهای آرشه کالیفون (Rosin) می‌زند.
 
۳. Frog یا پاشنه آرشه
 
قسمتی است که نوازنده آن را در دست می‌گیرد.
 
فراگ معمولاً از آبنوس ساخته می‌شود و مکانیزم تنظیم کشش موی آرشه نیز در همین قسمت قرار دارد.
 
۴. پیچ آرشه
 
با چرخاندن پیچ انتهایی، میزان کشش موی آرشه تغییر می‌کند.
 
هنگام نواختن معمولاً موها باید به اندازه‌ای کشیده باشند که کنترل مناسبی داشته باشند، اما پس از پایان تمرین باید کشش آنها کاهش پیدا کند.
 
۵. نوک آرشه یا Tip
 
قسمت جلویی آرشه است که موهای آرشه در آن مهار می‌شوند.
 
این قسمت حساس است و ضربه خوردن آن می‌تواند باعث آسیب جدی به آرشه شود.
 
چرا موی آرشه زبر می‌شود؟
 
موی طبیعی آرشه به تنهایی اصطکاک بسیار زیادی با سیم ندارد.
 
به همین دلیل نوازنده از ماده‌ای به نام کالیفون یا رزین (Rosin) استفاده می‌کند.
 
کالیفون باعث افزایش اصطکاک بین موهای آرشه و سیم می‌شود و به این ترتیب موها می‌توانند سیم را گرفته و به ارتعاش درآورند.
 
البته استفاده بیش از حد از کالیفون نیز مناسب نیست؛ زیرا باعث تجمع گرد کالیفون روی ساز و سیم‌ها می‌شود.
 
 
آرشه‌های قدیمی چه تفاوتی با آرشه امروزی داشتند؟
 
آرشه ویولن در طول تاریخ مانند خود ویولن تغییر کرده است.
 
آرشه‌های قدیمی‌تر معمولاً از نظر شکل، تعادل، کشش و طراحی با آرشه‌های مدرن تفاوت داشتند.
 
در قرن هجدهم و به‌خصوص با پیشرفت مکتب آرشه‌سازی فرانسه، طراحی آرشه به شکل امروزی نزدیک‌تر شد.
 
در موزه متروپولیتن نمونه‌هایی از آرشه‌های قرن هجدهم و نوزدهم وجود دارد که تغییرات تدریجی در شکل چوب، فراگ، نوک آرشه و سایر اجزا را نشان می‌دهند.
یکی از نام‌های بسیار مهم در تکامل آرشه مدرن فرانسوا تورته (François Tourte) است که در شکل‌گیری استانداردهای آرشه مدرن نقش بسیار مهمی داشت.
 
آرشه چقدر در صدای ویولن تأثیر دارد؟
 
گاهی هنرجویان تصور می‌کنند که برای داشتن صدای خوب فقط باید یک ویولن مناسب داشته باشند؛ اما آرشه نیز نقش بسیار مهمی در کیفیت نوازندگی دارد.
 
دو نوازنده می‌توانند یک ویولن یکسان را با دو آرشه متفاوت بنوازند و نتیجه صوتی و حسی متفاوتی به دست آورند.
 
آرشه مناسب می‌تواند به نوازنده کمک کند تا:
 
* صدای تمیزتری تولید کند
* کنترل بیشتری روی دینامیک داشته باشد
* اجرای لگاتو را راحت‌تر انجام دهد
* آرشه‌کشی روان‌تری داشته باشد
* تکنیک‌هایی مانند اسپیکاتو و دتاشه را بهتر اجرا کند
* کنترل بهتری روی فشار و سرعت آرشه داشته باشد

اجرای آهنگ فولکلور خراسانی | گیتاله له

مقام شاختایی یکی از اصیل‌ترین و در عین حال رازآلودترین مقام‌های موسیقی شمال خراسان است. برخلاف مقام‌هایی مانند «نوایی» یا «گرایلی» که درباره منشأ و کارکردشان پژوهش‌های بیشتری انجام شده، درباره شاختایی منابع مکتوب کمتری وجود دارد و بخش بزرگی از شناخت ما از آن، از طریق روایت سینه‌به‌سینه‌ی بخشی‌ها به دست آمده است. 
 
جایگاه شاختایی در موسیقی بخشی‌های خراسان
 
در موسیقی شمال خراسان، چند مقام اصلی وجود دارد که به آن‌ها «شاه‌مقام» نیز گفته می‌شود؛ از جمله:
 
* نوایی
* تجنیس
* گرایلی
* شاختایی
* بلبل
 
هر کدام از این مقام‌ها شاخه‌ها و روایت‌های متعددی دارند و بخشی‌ها بسته به موضوع داستان یا شعر، یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند. شاختایی یکی از همین شاه‌مقام‌هاست و در کنار نوایی و گرایلی، جایگاه ویژه‌ای در رپرتوار بخشی‌ها دارد. 
 
ریشه نام «شاختایی»
 
درباره منشأ نام «شاختایی» اتفاق نظر وجود ندارد و چند دیدگاه مطرح شده است:
 
* برخی پژوهشگران معتقدند واژه «شاختایی» با «جغتایی (چغتایی)» ارتباط دارد؛ یعنی به حوزه فرهنگی و زبانی ترکان جغتایی در آسیای میانه. از آنجا که موسیقی شمال خراسان قرن‌ها با فرهنگ ترکمن، ازبک و اقوام ترک‌زبان در ارتباط بوده، این احتمال از نظر تاریخی قابل توجه است، اما سند قطعی برای آن وجود ندارد. 
* برخی دیگر معتقدند این نام صرفاً نام یک مقام قدیمی است که معنای اولیه آن در گذر زمان فراموش شده و تنها در سنت بخشی‌ها باقی مانده است.
 
بنابراین، درباره ریشه واژه شاختایی هنوز نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.
 
قدمت مقام
 
شاختایی احتمالاً چند صد سال قدمت دارد. این مقام در دوره‌ای شکل گرفته که شمال خراسان محل زندگی و تعامل اقوام مختلف از جمله:
 
* کرمانج‌های خراسان،
* ترک‌های خراسان،
* ترکمن‌ها،
* و فارسی‌زبانان
 
بوده است. همین تنوع قومی باعث شده موسیقی این منطقه ویژگی‌های مشترکی با موسیقی آسیای میانه پیدا کند. 
 
چرا بیشتر شعرهای شاختایی حالت حکمت دارند؟
 
برخلاف مقام‌هایی که برای روایت داستان‌های عاشقانه مانند «اصلی و کرم» یا «طاهر و زهره» استفاده می‌شوند، شاختایی بیشتر حامل پیام‌های اخلاقی، اجتماعی و فلسفی است.
 
برای نمونه:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
 
این فقط خطاب به یک پادشاه نیست؛ بلکه در فرهنگ شفاهی خراسان، نمادی از این اندیشه است که اگر صاحب قدرت عدالت نداشته باشد، جامعه از هم می‌پاشد.
 
یا:
 
خانه نزدیک دریا زود ویران می‌شود
 
که کنایه‌ای از زندگی در معرض خطر و ناپایداری دنیا است.
 
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، شاختایی را مقامی مناسب برای «پند، اندرز و حکمت» می‌دانند. 
 
ویژگی موسیقایی
 
از دیدگاه موسیقی، شاختایی معمولاً این خصوصیات را دارد:
 
* شروعی آرام و باوقار
* ملودی‌های کشیده و تأمل‌برانگیز
* تحریرهای نسبتاً محدود اما عمیق
* آزادی ریتم در آغاز و سپس منظم‌تر شدن جمله‌ها
* تأکید بر بیان شعر، نه نمایش تکنیک نوازندگی
 
در اجرای بخشی‌ها، دوتار تقریباً مانند یک راوی دوم عمل می‌کند و میان جمله‌های آوازی پاسخ می‌دهد؛ گویی ساز و خواننده با هم گفت‌وگو می‌کنند. 
 
نقش بخشی‌ها
 
شاختایی را نمی‌توان از بخشی‌ها جدا دانست. بخشی فقط نوازنده نیست؛ او:
 
* شاعر،
* خواننده،
* راوی داستان،
* حافظ تاریخ شفاهی،
* و گاه داور اخلاقی جامعه است.
 
وقتی بخشی مقام شاختایی را اجرا می‌کند، هدفش صرفاً اجرای یک ملودی نیست؛ بلکه انتقال تجربه، حکمت و جهان‌بینی نسل‌های گذشته است. به همین دلیل، ممکن است یک بخشی ده‌ها بیت متفاوت را روی همین مقام بخواند و هر اجرا با اجرای دیگر تفاوت داشته باشد. 
 
تا جایی که منابع مکتوب و آرشیوهای موجود نشان می‌دهند، «شعر کامل» و واحدی برای مقام شاختایی وجود ندارد. دلیلش این است که شاختایی، مانند بسیاری از مقام‌های بخشی‌های خراسان، یک ملودی (مقام) است، نه یک شعر ثابت. هر بخشی بسته به مجلس، مخاطب و روایت، ابیات مختلفی را روی این مقام می‌خواند. به همین دلیل، چیزی به نام «نسخهٔ رسمی و کامل شعر شاختایی» در منابع معتبر ثبت نشده است. 
 
آنچه امروزه بیشتر از همه در اجراهای بخشی‌ها و خوانندگان محلی تکرار می‌شود، مجموعه‌ای از ابیات حکمی است که معمولاً به این صورت آغاز می‌شود:
 
شاه اگر عادل نباشد، ملک ویران می‌شود
خانهٔ نزدیک دریا، زود ویران می‌شود
 
و در برخی روایت‌ها این ابیات نیز پیش از آن یا پس از آن خوانده می‌شوند:
 
ابر اگر از قبله خیزد، سخت باران می‌شود
 
یک نصیحت با تو دارم، تو به کس ظاهر مکن
 
راز خود با هر کسی هرگز مگو ای هوشیار
چون که دیوار موش دارد، موش هم گوشی دارد
 
هر درختی را ثمر باشد، ثمر بی‌ریشه نیست
هر که بی‌اصل است آخر، بی‌سروسامان شود
 
مرد دانا با خرد، هرگز نگوید هر سخن
گوهر اندر صدف، از قدر خود پنهان شود
 
این ابیات در اجراهای مختلف کم‌وزیاد می‌شوند و ترتیبشان نیز ثابت نیست. برخی بخشی‌ها تنها چهار یا پنج بیت می‌خوانند و برخی دیگر ده‌ها بیت را با همان ملودی ادامه می‌دهند. 
 
نکته مهم دیگری هم وجود دارد که معمولاً باعث سردرگمی می‌شود:
 
* شاه‌ختاییِ آذربایجان و قشقایی با اشعار منسوب به شاه اسماعیل ختایی اجرا می‌شود.
* اما شاختاییِ شمال خراسان که با دوتار بخشی‌ها نواخته می‌شود، لزوماً از اشعار شاه اسماعیل ختایی نیست و بیشتر بر پایهٔ ادبیات شفاهی و ابیات حکمی شکل گرفته است. این دو به‌دلیل شباهت نام، گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند. 
 
 

Bm7                 Em7

من آهوی زخمی، تو تای گیاهی، تو تای گیاهی ای جان

Bm7                 Em7

منم ابر شیطان، تو فصل گناهی، تو فصل گناهی ای وای

D7        G

من احساس برخورد باران به خاکم

G                      Bm7

من احساس برخورد باران به خاکم

Bm7                 C

منم شوق مستی که در جان تاکم

D7                    G

گیاهم که تشنه ی                        نسیم پگاهم

Em7                 C

گیاهم که تشنه ی                          نسیم پگاهم

Em7

کویرم، کویرم

D7              G

کویرم که از عشق باران هلاکم

Em7                 C

که از عشق باران هلاکم

***

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Bm7                 Em7

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

Em7                 D7

شاه اگر عادل نباشد مُلک ویران می شود

Em7     Bm7                             C

خانه نزدیک دریا زود ویران می شود ،  

***

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

D7        G

گل به این پاکیزگی از آب لال می خورد

Em7                 C

غصه دیوانه را مرد عاقل می خورد  ،   مرد عاقل می خورد

 

اجرای آهنگ خوشا فصلی | لبخند | باساز گیتاله له

این ترانه با نام «لبخند» شناخته می‌شود و بسیاری آن را با مصرع آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» می‌شناسند. درباره تاریخ دقیق سرایش و داستان شکل‌گیری این اثر، روایت‌های مختلفی وجود دارد و اطلاعات مستند محدودی منتشر شده است؛ بنابراین در متن زیر تنها به مواردی اشاره شده که با منابع موجود سازگار هستند و از بیان روایت‌های تأییدنشده پرهیز شده است.
 
ترانه «لبخند» (خوشا فصلی)؛ شاهکاری ماندگار از ابراهیم منصفی (رامی)
 
مقدمه
 
در میان آثار ماندگار موسیقی جنوب ایران، کمتر ترانه‌ای را می‌توان یافت که مانند «لبخند» با مصرع آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» توانسته باشد طی چند دهه همچنان در ذهن مخاطبان باقی بماند. این اثر از ساخته‌های زنده‌یاد ابراهیم منصفی، مشهور به رامی، است؛ هنرمندی که با شعر، موسیقی و نگاه متفاوت خود، جایگاهی ویژه در فرهنگ و هنر هرمزگان به دست آورد.
 
«لبخند» تنها یک ترانه عاشقانه نیست، بلکه اثری سرشار از امید، زندگی، دوستی و آرزوی روزهایی روشن‌تر است. همین ویژگی باعث شده است که این اثر بارها توسط هنرمندان مختلف بازخوانی شود و همچنان در اجراهای موسیقی جنوب ایران شنیده شود.
 
 
 
ابراهیم منصفی (رامی) که بود؟
 
ابراهیم منصفی (۱۳۲۴–۱۳۷۶) شاعر، ترانه‌سرا، آهنگساز، خواننده و نوازنده اهل بندرعباس بود. او را بسیاری با نام هنری «رامی» می‌شناسند؛ هنرمندی که آثارش تلفیقی از موسیقی بومی جنوب، شعر معاصر و احساسات عمیق انسانی است.
 
رامی در طول زندگی خود آثار متعددی خلق کرد که بسیاری از آن‌ها پس از درگذشتش بیش از گذشته شناخته شدند. او در شعرهایش از عشق، تنهایی، دریا، مردم جنوب، طبیعت و دغدغه‌های اجتماعی سخن می‌گفت و همین موضوع باعث شد آثارش هویتی کاملاً شخصی و ماندگار پیدا کنند.
 
 
 
داستان ترانه «لبخند»
 
ترانه «لبخند» یکی از مشهورترین آثار ابراهیم منصفی است. بسیاری این اثر را با جمله آغازین «خوشا فصلی که دور از غم…» می‌شناسند.
 
فضای کلی شعر، نویدبخش رسیدن روزهایی بهتر است. شاعر از فصلی سخن می‌گوید که در آن غم و اندوه جایی ندارد و انسان‌ها می‌توانند با عشق، آرامش و همدلی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
 
اگرچه درباره زمان دقیق سرایش این اثر روایت‌های مختلفی وجود دارد، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پیام امیدبخش و انسانی شعر است؛ پیامی که سبب شده ترانه پس از سال‌ها همچنان تازه و شنیدنی باقی بماند.
 
 
 
مفهوم شعر «خوشا فصلی»
 
یکی از ویژگی‌های مهم آثار ابراهیم منصفی، استفاده از تصویرسازی‌های ساده اما عمیق است. در ترانه «لبخند» نیز شاعر از عناصر طبیعت برای انتقال مفاهیم انسانی استفاده می‌کند.
 
فصل در این شعر تنها یک زمان از سال نیست، بلکه نمادی از دوره‌ای تازه در زندگی انسان است.
 
بهار نماد امید، عشق، دوستی و آغاز دوباره است.
 
در مقابل، خزان استعاره‌ای از غم، جدایی، ناامیدی و روزهای سخت به شمار می‌رود.
 
به همین دلیل، عبور از خزان و رسیدن به بهار در این ترانه، تنها تغییر فصل نیست؛ بلکه نمادی از عبور انسان از رنج به آرامش است.
 
 
زبان ساده اما تأثیرگذار
 
یکی از دلایل محبوبیت آثار رامی، سادگی زبان اوست.
 
در شعر «لبخند» خبری از واژه‌های دشوار یا پیچیدگی‌های ادبی نیست، اما همین سادگی باعث می‌شود مخاطب به راحتی با شعر ارتباط برقرار کند.
 
رامی احساسات را همان‌گونه که هستند بیان می‌کند؛ بدون اغراق و بدون تکلف.
 
همین صداقت، مهم‌ترین ویژگی آثار او محسوب می‌شود.
 
 
 
موسیقی ترانه «لبخند»
 
ملودی این اثر نیز مانند شعر آن، آرام، روان و صمیمی است.
 
در ساخت موسیقی، تأثیر موسیقی بومی جنوب ایران کاملاً شنیده می‌شود. استفاده از فضای موسیقی هرمزگان در کنار شعر فارسی، هویتی منحصر‌به‌فرد به این اثر داده است.
 
در بسیاری از اجراهای امروزی نیز همین ویژگی حفظ شده و نوازندگان تلاش کرده‌اند حال‌وهوای اصیل جنوب را در بازخوانی‌ها زنده نگه دارند.
 
 
 
چرا این ترانه هنوز محبوب است؟
 
پس از گذشت سال‌ها، «لبخند» همچنان یکی از محبوب‌ترین آثار ابراهیم منصفی محسوب می‌شود.
 
دلایل این ماندگاری عبارت‌اند از:
 
* شعری ساده اما عمیق
* پیام امید و عشق
* ملودی آرام و دلنشین
* هویت بومی جنوب ایران
* اجرای صمیمی و صادقانه
* قابلیت همخوانی در اجراهای گروهی
 
بازخوانی‌های مختلف
 
محبوبیت این اثر باعث شده است که خوانندگان و گروه‌های موسیقی متعددی آن را اجرا کنند.
 
هرچند نسخه اصلی همچنان برای بسیاری از مخاطبان ارزش ویژه‌ای دارد، اما بازخوانی‌های جدید نیز موجب شده نسل جوان با آثار ابراهیم منصفی آشنا شود.
 
این بازاجراها نقش مهمی در حفظ میراث موسیقایی جنوب ایران داشته‌اند.
 
 
تأثیر ابراهیم منصفی بر موسیقی جنوب
 
نام ابراهیم منصفی تنها به دلیل چند ترانه مشهور در تاریخ موسیقی ایران ثبت نشده است.
 
او از نخستین هنرمندانی بود که توانست موسیقی و ادبیات جنوب را با نگاهی نو به مخاطبان سراسر ایران معرفی کند.
 
آثار او الهام‌بخش بسیاری از خوانندگان و ترانه‌سرایان جنوبی بوده و هنوز هم در جشنواره‌ها، اجراهای محلی و کنسرت‌های موسیقی جنوب شنیده می‌شوند.
 

 
 

A Dm

خوشا فصلی که دور از غم همه کس شونه وا شونه

Dm A7

دست وا دست سایه وا سایه شو ارفته خونه وا خونه

A Dm

بدو پیشم بدو پیشم بدو ای نوش و مونیشم

Dm A7

بدو ای اخرین عشقم دوا دا دل ریشم

F C Gm D

خزون زرد اون سالون نوبتی تمومن

Dm A7 A Bb

بهار از راه ارسیدن زندگی چه جونن

A Dm

بیاین وا هم بشیم یاور همه همراه همباور

Dm A7

دلو راه شو بشت با هم جدا نبود دل از دلبر

گیتاله له | اجرای آهنگ قدیمی لاله عباسی

گل لاله عباسی یکی از آثار کمتر شنیده‌شده اما بسیار دلنشین است که حال‌وهوایی شاعرانه و روایی دارد.

  • خواننده اصلی : پری زنگنه
  • آهنگساز: تورج شعبان‌خانی
  • ترانه‌سرا: فرهاد شیبانی 

از نظر موسیقایی، این قطعه در فضای پاپ دهه ۵۰ و ۶۰ ایران قرار می‌گیرد؛ ملودی ساده اما بسیار تأثیرگذار است ، حس نوستالژی و لطافت خاصی پیدا کرده است.

درباره متن ترانه

چند تصویرسازی جالب در شعر دیده می‌شود:

                                «یه شبه مهتابی بود، رنگ چشماش آبی بود»

شروعی کاملاً تصویری است؛ شاعر ابتدا فضایی رؤیایی می‌سازد و بعد شخصیت اصلی را معرفی می‌کند.

                                «اما تو چشمای من هرچی بود بی‌تابی بود»

اینجا زاویه دید عوض می‌شود. مهم نیست طرف مقابل چگونه بوده؛ آنچه راوی تجربه می‌کند، فقط بی‌قراری و دلتنگی است.

                                «یه پرنده که نگاش پرشه از آرزوهاش / اگه بال داشته باشه می‌تونه وایسه رو پاش»

این بخش یکی از زیباترین استعاره‌های ترانه است. پرنده نماد انسان آرزومند است؛ یعنی اگر ابزار و توان پرواز (بال) را داشته باشد، می‌تواند روی پای خودش بایستد و زندگی‌اش را بسازد. نوعی امید در دل حسرت.

در ادامه هم تصاویر شاعرانه‌ای مثل آهو، مهتاب، برکه، ماه و گل پشت سر هم می‌آیند که فضای ترانه را بیشتر به یک قصه یا رؤیا شبیه می‌کنند تا یک روایت عاشقانهٔ مستقیم.

نکته جالب

عبارت «گل لاله عباسی، یه سبد یه عباسی» از فرهنگ عامه و ترانه‌های فولکلور الهام گرفته است. «لاله عباسی» نام گلی است که عصرها شکوفه می‌دهد و در ادبیات عامیانه ایران نماد لطافت و زیبایی است. ترانه از این تصویر برای ساختن فضایی نوستالژیک و کودکانه استفاده می‌کند، نه اینکه صرفاً درباره خود گل باشد

Dm Gm Dm
یک شب مهتابی بود
Dm Gm Dm
رنگ چشماش آبی بود
Dm Gm F
اما تو چشمای من
Dm Gm Dm
هرچی بود بی تابی بود
Dm Gm BbM
هرچی بود بی تابی بود
*****
Dm Gm Dm Dm Gm Dm
یه پرنده که نگاش پر شه از آرزوهاش
BbM C Dm Dm Gm Dm
اگه بال داشته باشه میتونه وایسه رو پاش
*****
Dm C Dm
مثل آهو توی دشت
Dm Gm Dm
مه تا مهتابی میگشت
Dm BbM Gm Dm C Gm
که دلم پر زد و رفت رو گل بوسه نشست
Dm C Dm Dm C Dm
گل بوسه پر کشید توی برکه ماه رو دید
Dm BbM Gm
مثل جنگ ماه و مهر
Dm BbM Gm
ماه رو از تو برکه چید
****
Gm C D7 Dm
دم باد بی کسی تکیه دادن به کسی
Dm C7 Gm BbM
گل الله عباسی یه سبد یه عباسی
Gm C D7 Dm
دم باد بی کسی تکیه دادن به کسی
Dm C7 Gm BbM
گل الله عباسی یه سبد یه عباسی

آموزش موسیقی | دلیل یادگیری موسیقی؟

آموزش موسیقی | دلیل یادگیری موسیقی (یک ساز موسیقی)چیست؟
 
بسیاری از افراد با اشتیاق یک ساز مانند ویولن، گیتار یا پیانو تهیه می‌کنند و انتظار دارند در مدت کوتاهی صدایی زیبا و حرفه‌ای از آن تولید کنند. اما زمانی که با واقعیت یادگیری مواجه می‌شوند و می‌بینند صدای ساز هنوز کیفیت مطلوبی ندارد، ممکن است احساس ناامیدی کنند و حتی یادگیری را رها کنند. اینجاست که اهمیت داشتن یک هدف درست در مسیر یادگیری مشخص می‌شود.
 
چرا نباید از ابتدا انتظار نوازندگی حرفه‌ای داشته باشیم؟
 
یادگیری موسیقی تفاوتی با یادگیری هیچ مهارت دیگری ندارد. همان‌طور که هیچ فردی از روز اول نمی‌تواند به یک زبان جدید روان صحبت کند یا در یک رشته ورزشی حرفه‌ای ظاهر شود، در موسیقی نیز رسیدن به صدای دلنشین و اجرای حرفه‌ای نیازمند زمان، تمرین و صبر است.
 
در سازهایی مانند ویولن یا گیتار، حتی تولید یک صدای صحیح و تمیز در هفته‌ها و ماه‌های ابتدایی می‌تواند یک چالش باشد. بنابراین اگر هدف ما فقط لذت بردن از صدای حرفه‌ای ساز در همان روزهای اول باشد، احتمالاً خیلی زود دلسرد خواهیم شد.
 
هدف واقعی در ابتدای مسیر چیست؟
 
در مراحل اولیه، هدف اصلی نباید اجرای حرفه‌ای یا جلب رضایت اطرافیان باشد. هدف باید افزایش مهارت، شناخت ساز و یادگیری اصول صحیح نوازندگی باشد.
 
برای مثال، یک نوازنده ویولن در ابتدا باید یاد بگیرد چگونه آرشه را کنترل کند، چگونه انگشت‌گذاری صحیح داشته باشد و چگونه صدایی درست و استاندارد تولید کند. این مهارت‌ها پایه‌هایی هستند که کیفیت نوازندگی آینده بر روی آن‌ها ساخته می‌شود.
 
به عبارت دیگر، موفقیت در ابتدای مسیر به معنای اجرای زیبا نیست؛ بلکه به معنای یادگیری صحیح و پیشرفت تدریجی است.
 
تغییر نگاه به فرآیند یادگیری
 
بسیاری از افراد تصور می‌کنند که خرید یک ساز باید بلافاصله با لذت بردن از نوازندگی همراه باشد. اما واقعیت این است که بخش مهمی از لذت موسیقی در فرآیند رشد و پیشرفت نهفته است.
 
هر صدای تمیزتر، هر تکنیک جدید و هر قطعه‌ای که بهتر از قبل اجرا می‌شود، نشانه‌ای از پیشرفت است. زمانی که نگاه خود را از «نتیجه فوری» به «رشد تدریجی» تغییر دهیم، چالش‌های مسیر به بخشی طبیعی و حتی جذاب از یادگیری تبدیل خواهند شد.
 
جمع‌بندی
 
دلیل اصلی یادگیری یک ساز تنها رسیدن به اجرای حرفه‌ای نیست، بلکه رشد مهارت، تقویت صبر و انضباط، شناخت موسیقی و تجربه لذت پیشرفت است. اگر از همان ابتدا بپذیریم که تولید صدای زیبا و حرفه‌ای نیازمند زمان و تمرین است، با دیدی واقع‌بینانه‌تر وارد مسیر یادگیری خواهیم شد و احتمال موفقیت و استمرار ما بسیار بیشتر خواهد بود.
 
در موسیقی، مانند بسیاری از مهارت‌های ارزشمند زندگی، لذت واقعی فقط در مقصد نیست؛ بلکه در مسیر یادگیری و بهتر شدن نهفته است.
 

گیتاله له | تست صدا و نوازندگی

 Guitalele (گیتاله‌له) یک ساز ترکیبی بین گیتار و یوکللی است.
 
ویژگی‌های اصلی:
•۶ سیم دارد، درست مثل گیتار.
•اندازه‌اش از گیتار کلاسیک خیلی کوچک‌تر است (تقریباً در ابعاد یک یوکللی بزرگ).
•کوک استاندارد آن معمولاً A-D-G-C-E-A است؛ یعنی ۵ پرده بالاتر از گیتار معمولی.
•انگشت‌گذاری آکوردها و گام‌ها مانند گیتار است، بنابراین گیتاریست‌ها به‌راحتی می‌توانند آن را بنوازند.
•به دلیل اندازه کوچک، برای سفر و حمل‌ونقل بسیار محبوب است.
 
یکی از مدل‌های معروف آن Yamaha GL1 Guitalele است.
 
اگر گیتار بلد باشید، با همان شکل آکوردها می‌توانید گیتاله‌له بزنید؛ فقط صدای آن زیرتر (با تُن بالاتر) از گیتار معمولی خواهد بود.
 
 
گیتاله‌له چیست؟
 
گیتاله‌له (Guitalele) سازی زهی و کوچک است که از نظر ظاهر و شیوه نوازندگی، شباهت زیادی به گیتار دارد، اما ابعاد آن جمع‌وجورتر است. این ساز ۶ سیم دارد و برای افرادی که به دنبال سازی سبک، قابل‌حمل و مناسب برای تمرین یا سفر هستند، گزینه‌ای جذاب محسوب می‌شود.
 
از آنجا که تعداد سیم‌ها و الگوی انگشت‌گذاری گیتاله‌له شبیه گیتار است، نوازندگان گیتار معمولاً می‌توانند بدون نیاز به یادگیری مجدد اصول اولیه، نواختن آن را آغاز کنند. با این حال، به دلیل اندازه کوچک‌تر و کوک متفاوت، صدای گیتاله‌له زیرتر و روشن‌تر از گیتار استاندارد است.
 

 
گیتاله‌له در مقایسه با یوکللی
 
اگرچه هر دو ساز کوچک و قابل‌حمل هستند، اما گیتاله‌له ۶ سیم دارد و ساختار نوازندگی آن به گیتار نزدیک‌تر است. در مقابل، یوکللی معمولاً ۴ سیم دارد و آکوردها و تکنیک‌های آن با گیتار تفاوت قابل‌توجهی دارند.
 
گیتاله‌له در مقایسه با گیتار
 
گیتاله‌له را می‌توان نسخه‌ای کوچک‌تر از گیتار دانست. نوازنده همان الگوهای آکورد و بسیاری از تکنیک‌های گیتار را روی آن اجرا می‌کند، اما به دلیل ابعاد کوچک‌تر و کوک بالاتر، صدای حاصل زیرتر و متفاوت خواهد بود.
 
 
گیتاله‌له برای چه کسانی مناسب است؟
•افرادی که گیتار می‌نوازند و به دنبال سازی قابل‌حمل هستند.
•کسانی که زیاد سفر می‌کنند و نمی‌خواهند گیتار کامل را همراه خود داشته باشند.
•نوجوانان یا افرادی که دست‌های کوچک‌تری دارند.
•علاقه‌مندانی که به صدای شفاف و زیرِ سازهای زهی آکوستیک علاقه دارند.
 
در مجموع، گیتاله‌له را می‌توان پلی میان یوکللی و گیتار دانست؛ سازی که اندازه کوچک و حمل آسان یوکللی را با ساختار نوازندگی نزدیک به گیتار ترکیب می‌کند.

گیتاله له | محلی خراسانی

در اصل این آهنگ به نام سبزه یار اجرا شده که به نوعی ترانه فولک محسوب می شود ،

هنرمندان مختلفی این اثر را به شیوه های مختلف اجرا کردند از جمله خانم سیما بینا.

یک ترانه عاشقانه محلی در مورد فراق یار و دلتنگیست .

 

Am7     Dm                    F          C

دلبرو نازو دلدار مرا تو تنها نذار

Am7     Dm                    F          C

عزیزو یارو غمخوار مرا تو تنها نزار

Dm7                Em7

همو خال بر روی تویوم مو

Dm7                Em7

همون نارنج خوش بویه تویوم مو

Dm7                Em7

چرا بیهوده میگردی به صحرا

Am7     F          C

بزن تیری که آهوی تویوم مو(2)

Am7     Dm                    F          C

دلبرو نازو دلدار مرا تو تنها نذار

Am7     Dm                    F          C

عزیزو یارو غمخوار مرا تو تنها نزار

***

Dm7                Em7

نویسوم نامه ای از بی وفایی

Dm7                Em7

ببندوم بر پر مرغ هوایی

Dm7                Em7
ببر نامه به دست دلبروم ده

Am7     F          C
بگو صد داد و بیداد از جدایی

***

Am7     Dm                    F          C

دلبرو نازو دلدار مرا تو تنها نذار

Am7     Dm                    F          C

عزیزو یارو غمخوار مرا تو تنها نزار

Dm7                Em7
سر کوه بلند پای مزاروم

Dm7                Em7
به گل چیدن میون سبزه زاروم

Dm7                Em7
اگر صد گل بیایه ور کناروم

Am7     F          C
از ای گلها نیایه بوی یاروم

 

آموزش موسیقی | بهای فراگیری موسیقی

آموزش موسیقی | بهای فراگیری موسیقی

 

یادگیری موسیقی چیزی جز تغییر نیست ، زمانی که شما تصمیم به یادگیری میکنید در یک نقطه و پس از مدتی که در مسیر یادگیری هستید در نقطه دیگری قرار دارید ، پس اولین نکته یادگیری تغییر است.

اما خیلی از افراد میخواهند شرایط موجود ، موقعیت کنونی و تمرکزی که در حال حاضر به روی موسیقی دارند که بسیار کم است دلیلش هم بخاطر اینکه هنوز در ابتدای راه هستند را ، نگه دارند و شرایط را در همان حال کنترل کنند و تغییر کنند !

عجیبه نه ؟

مثل این میمونه که شما قصد صفر داری اما از نقطه ای که هستی تکان نخوری ؟!

به نظر شما همچین چیزی امکان پذیر است؟

موسیقی یا بهتر بگویم یادگیری موسیقی هم چیزی جز سفر نیست – سفری که پس از آن تبدیل به فرد دیگری با عادات جدید و نگرش جدید می شوید.

به یاد یک پرسش کوتاه از یک هنرجویی که چند سال مشغول یادگیری ویولن بود افتادم.

بعداز چند سال پرسیدم؟

+اگر بخواهی به یک نفر که قصد شروع ویولن دارد یا بهتر بگویم میخواهد موسیقی شروع کند توصیه ای کنی ، اون چیه؟

_جواب داد : اگر وقت زیاد داری شروع کن ! اگر نه از شنیدن موسیقی مورد علاقت لذت ببر. J

 

جالب بود ! چرا اینقدر تاکید روی زمان داشت؟

نه ساز ؟نه مدرس ؟ نه آکادمی و نه ….؟

جواب سادست چون برای یادگیری نیاز به تمرینات مستمر داریم ، وتمرین مستمر نیاز به زمان

نتیجه تمرین و زمان ، تغییر یا به اسم دیگر یادگیریه.

بله خب در ابتدا میزان تمرکزی که قرار گرفته میشه شاید درصد کمی رو شامل بشه اما من یک الگو دارم

به میزانی که از زمان شروع بگذرد، چون مطالب فنی تر و حرفه ای تر می شود و طبیعتا سطح شما بالا می رود ، به همان نسبت تمرکز شما ، انجام فرایند تمرینی برای افزایش مهارت شما نیز بایستی بیشتر شود.

خوب این موضوع مستلزم اختصاص زمان بیشتر است.

زمان بیشتر – تمرکز بیشتر ،

تمرکز بیشتر = کیفیت بالاتر در یادگیری.

خب حالا که به این نقطه رسیدیم باید متوجه شده باشیم که نمیتوانیم به این موضوعات برسیم مگر اینکه موسیقی جزو اولویت های ما باشد که بتونیم زمان بیشتری اختصاص بدهیم . در غیر این صورت زمان بندی ما نیز کم خواهد بود و طبیعتا تمرکز ما کمتر ، میزان حرفه ای تر شدن ما در اون موضوع نیز کمترو کمتر و در یک کلام

سرعت پیشرفت بسیار کند می شود و البته فرسایشی.

امیدوارم با درک این موضوعاتی که گفته شد قدم در مسیر یادگیری بگذارید تا هم مسیر لذت بخش تر ، هم کیفیت کار بیشتر شود.